همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
بسیاری از خانواده های سلطنتی به دلیل انقلاب فرانسه در قلعه ای زندانی شده اند."مارکوس د سید" مرد بدنامی در آنجا زندانی است و توسط دیگران رانده شده است.دختر نوجوانی درو از چشم پدر و مادر خود با او ارتباط برقرار می کند و درباره او و زندگی اش شناخت پیدا می کند...
"دنیس" بدنساز سی و هشت ساله ای که می خواهد عشق واقعی را پیدا کند.او هیچوقت با زنی رابطه نداشته و به همراه مادر خود در حومه کپنهاک زندگی می کند.وقتی دایی او به دختری از تایلند ازدواج می کند او تصمیم می گیرد شانسش را در سفری به تایلند امتحان کند...
فیلم نگاهی به زندگی جوانانی که در تل آویو زندگی می کنند می اندازد. همه چیز از وقتی شروع می شود که "نوام"، یک سرباز جوان اسرائیلی در ایست بازرسی به یک مرد جوان فلسطینی به نام "اشرف" آشنا می شود و...
برنده 1 جایزه BAFTA Film Award. همچنین 4 جایزه و نامزد دریافت 3 جایزه دیگر.
فیلم شامل داستانی از زندگی کارگردان است که نگاهی به پسر نامشروع یک تاجر ایتالیایی می اندازد.مادر پسر از دنیا می رود و او توسط یک زن انگلیسی در ایتالیای فاشیستی پیش از جنگ جهانی دوم بزرگ می شود.با آغاز جنگ،زن زندانی می شود و...
"کریستوفر والکن"، رئیس سابق مافیا توسط چهار نوجوان که تلاش می کنند برای آدمربایی دیگری پول تهیه کنند ربوده می شود. اما وقتی مشخص می شود گروه نمی توانند کارها را درست پیش ببرند، همه چیز به هم می ریزد...
در سال 1940 نیروهای آلمانی تا پاریس پیشروی می کنند."اودیل" معلمی بیوه که به همراه دو فرزند خود زندگی می کند برای در امان ماندن به خارج شهر نقل مکان می کند.پس از چند کیلومتر آلمانها حمله می کنند و آنها همه چیزشان را از دست می دهند.مردی ناگهان از راه می رسد و آنها را از خطر نجات می دهد و...
یک کمدی سیاه که درباره سه نسل از یک خانواده می باشد که دور هم جمع می شوند برای خاکسپاری بزرگ خاندان. اما این دیدار منجر به پرده برداری از رازها و روابط پنهان اعضای خانواده می شود...
"لیان" و "یوون" در دوران پس از جنگ زندگی می کنند.آنها فرزندی ندارند اما خواهر "لیان" همراه آنهاست.آنها مشکلات زیادی داشته و در اتاقهای جداگانه می خوابند.اما دیدار با دوست قدیمی "لیان" که پزشکی در یک شهر بزرگ است همه چیز را عوض می کند...
جوان سرخپوست "توماس" عینک بزرگ به چشم زده و داستانهایی را تعریف می کند که هیچکس علاقه ای به شنیدنش ندارد. پدر و مادر او در یک آتشسوزی کشته شده اند و "آرنولد" او را نجات داده است. پس از مرگ "آرنولد" او به همراه پسر او "ویکتور" تصمیم می گیرند بقایای او را به خانه بازگردانند و...