همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
بیماران دکتر ناوبرگر به زودی متوجه میشوند که او بدترین روانپزشک دنیاست. اما آشنایی او با گرگ، دانشجوی روانشناسی، به یک سفر خندهدار و پرتحول برای هر دوی آنها منجر میشود.
"بو" که کارش وصول بدهی است، پس از وصول بدهی از دختری زیبا، در نگرش خود به زندگی و کارش تجدید نظر میکند. این اتفاق نقطهعطفی در زندگی اوست که باعث میشود به ماهیت واقعی کارش و تأثیر آن بر دیگران عمیقتر بیندیشد.
«دختر سیاه»، زندانی لال و ناشنوا است. نگهبان زندان، دنگ هونگ، «روباه سفید» (زندانی آشنا به زبان اشاره) را برای کمک به اصلاح او به کار میگیرد. پس از آزادی، «دختر سیاه» و «روباه سفید» با هم پول درآورده و بیرون از زندان با دنگ ملاقات میکنند.
بن مونرو، یک روانشناس اجتماعی آمریکایی، برای بررسی یک فرقه محلی که با یک اتفاق هولناک مرتبط است، به منطقه ای سفر می کند. در همین حال، دخترش با پسری مرموز در آن منطقه آشنا می شود و درگیر ماجراهایی می شود.
خواهر و برادری به نامهای لیزا و دانیل، در حالی که خود را برای شرکت در مسابقه دوچرخهسواری واتِرنروندان آماده میکنند، با چالشهای متعددی دست و پنجه نرم میکنند. این چالشها شامل مسیرهای انحرافی، روابط عاشقانه قدیمی و همچنین مشکلات زناشویی است که اراده و پایداری آنها را به محک میگذارد.
دانشجویی که در یک حلقه زمانی گیر افتاده و مدام دوشنبه اول آوریل را تکرار میکند، سعی دارد با تصحیح اشتباهاتش قلب دختری را به دست آورد، اما در نهایت اوضاع را بدتر میکند.
این داستان درباره کیم دهگون است؛ جوانی کرهای که پس از تعمید توسط یک کشیش فرانسوی، برای تحصیل در رشته الهیات برگزیده میشود. او به همراه دو نفر دیگر راهی ماکائو میشود تا به عنوان اولین کشیش متولد کره به مقام روحانیت برسد.
یک نوجوان اسکیتباز، که از یک فاجعه خانوادگی آسیب دیده، برای کسب درآمد نقشهای میکشد. اما این نقشه او را وارد ماجرایی بسیار بزرگتر از حد انتظارش میکند. فقط مادر و دوستدختر سابقش میتوانند او را از سرنوشتی وحشتناک نجات دهند.
در یک مهمانی باشکوه، جارد برنامههای خود را برای تبدیل منطقه هنری به یک شهر هوشمند مطرح میکند. اما این ایده با مخالفت شدید برادرش و کمیسر هنری روبرو میشود. در این میان، یک شعبدهباز اسرارآمیز با هنر خود، گذشته و آینده این منطقه را پیش چشمان آنها به تصویر میکشد.
دو رهبر با ایدئولوژیهای متضاد در سال ۱۹۴۵، پس از جنگ جهانی دوم، برای گفتگو درباره آینده کشورشان در بحبوحه نفوذ فزاینده شوروی دیدار کردند و پویاییهای جهانی را از طریق گفتگوی پرمخاطره خود شکل دادند.
هارپر هادسون، دانشآموزی در کائوای هاوایی، برای ریاست شورای دانشآموزی رقابت میکند. او تلاش دارد تا حمایت دانشآموزان مدرسه گاردن آیلند را جلب کند، اما با موانع و شیطنتهایی از سوی گروهی از دانشآموزان روبرو میشود که باید تصمیم بگیرند از او حمایت کنند یا مانعش شوند. سوال اینجاست که آیا هارپر به هدفش میرسد یا چالشهای زندگی او را از پای درمیآورند.
طی سه سال گذشته، الن، آنت، رولف، سباستین و ماریکه لحظات شادی، شکستها و تغییرات را با هم تجربه کردند. در حالی که دوستیشان مورد آزمایش قرار میگیرد، آنها به اساسیترین مسائل زندگی فکر میکنند و از همه مهمتر، خود واقعیشان را زیر سوال میبرند.
ایشا، مدل و مهماندار، و روبن، عکاس، برای عکاسی به مکانی دورافتاده میروند. اقامت شبانه آنها در جنگل با خطراتی غیرمنتظره همراه میشود که بقایشان را به خطر میاندازد.
داستان در سال 1964 اتفاق میافتد، یک گروه فیلمبرداری ویلی پپ، قهرمان بازنشسته بوکس وزن پروانهای را دنبال میکند. پپ که در هارتفورد، کنتیکت، بیخانمان و فقیر شده، با زنی نصف سن خودش ازدواج کرده و پسری معتاد به مواد مخدر و بدهیهای رو به افزایش دارد، تصمیم میگیرد به رینگ بازگردد.
مدت کوتاهی پس از اخراج مرموز هوپ هاوارد، رئیس سابق و دانشمند ناامید او متوجه میشود که هوپ به راز بیماری کشندهاش پی برده است. اما زمانی که او این موضوع را درمییابد، هوپ دیگر در دسترس نیست.
داستان درباره دو رئیس باند تبهکاری در شهر نیویورک است که قبلاً با هم دوست بودند، اما اکنون به دلیل حسادت و خیانت، با یکدیگر دشمن شدهاند و برای تسلط بر شهر، با یکدیگر میجنگند.