همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
James Lavelle یک پدر روحانی است که قصد تبدیل دنیا به یک مکان بهتر است. او همواره از اعمال بد ساکنان کینه توز شهر کوچک خود شوکه و ناراضی است. روزی، در پی اعتراف یکی از اهالی، وی به James میگوید یک یکشنبه هفته آینده او را خواهد کشت و در پی این اعتراف، همانطور که روزهای هفته سپری میشود، نیروهای تاریکی بیشتر و بیشتر به James نزدیک میشوند.
جولیا دختر جوانی می باشد که در مسابقات رالی بسیار خوش درخشیده است. اما زمانی که زندگی جولیا از هم میپاشد، تنها امید او به برادرش است، که یک فرد معتاد و سابقاً قهرمان رالی می باشد.
مهاجری که زندگی آرامی را به عنوان باغبان در خانهای در انگلستان سپری می کند ، مجبور است برای نجات خانوادهای که برای آن کار میکند از دست مهاجمان به مهارتهای قدیمی خود تکیه کند...
ترور و میشل زندگی متوسطی در حومه شهر دارند. اما وقتی همسایههای جدید وارد خانه میشوند، متوجه میشوند که دنیایشان وارونه شده است و محلهشان به مکانی پر از هرج و مرج و شرم تبدیل شده است...
یک خریدار شخصی در پاریس تا زمانی که با برادر دوقلوی خود که قبلاً در آنجا درگذشته تماس برقرار کند ، از ترک شهر خودداری می کند. زندگی او وقتی پیچیده تر می شود که شخص مرموزی از طریق پیام کوتاه با او تماس بگیرد.
داستان در مورد زن زیبای یک دکتر در شهری کوچک می باشد که وارد یک رابطه ی عاشقانه با کسی دیگر شده است و او می خواهد از قدرت اجتماعی این زن برای اهداف خود استفاده کند ……
نقاش وراج و همسرش ، که نزديک به 4 دهه مربي موسيقي است، در مراسمي شاد و جذاب با هم ازدواج ميکنند، بعد از مراسم، آکادمي کاتوليک جُرج براي اخراج وي تحت فشار قرار ميگيرد و تنها چند هفته بعد از جشن عروسي آن دو فقير ميشوند و نميتوانند رهن خانه را حفظ کنند و لازمه آپارتمان شيکشان را ترک ميکنند و...
وقتی که پسر خوانده ی دیوانه ی Mickey در تصادفی کشته میشه هیچکس در محله ی کارگر نشینِ God’s Pocket از رفتن او ناراحت نمیشود و Mickey تلاش میکند تا این خبرهای بد رو هم با پسرش به گور بسپره ، اما وقتی که مادر پسر میخواد که حقیقت رو بدونه Mickey خودش رو بین شرایط مرگ و زندگی میبینه و جنازه ای روی دستش میمونه که نمیتونه خاک کنه ، زنی که نمیتواند راضی کند و بدهی ای که توان پرداخت آن را ندارد…