همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
داستان زندگی آکیماتسو سوزوکو، سامورایی بی دفاعی که در دوران پر اغتشاش توکیو در اواسط قرن نوزدهم، جایی که صلح و آرامش جای خود را به نزاع وکشمکش داده است...
این فیلم یک داستان هیجان انگیز و عاشقانه است که در آن یک قاتل سابق در حالی که با شیاطین درونی و گذشته خشونت آمیز خود روبرو می شود ،برای نجات عشق زندگی خود می جنگد...
«صدای بشریت» داستان زنی بنام آنجلا در ناپلِ ایتالیا در سال 1950 را روایت می کند که آخرین مکالمه اش را با مردی که عاشقش است را انجام میدهد، زیرا او میخواهد بخاطر یک زن دیگر، آنجلا را ترک کند.
داستان این فیلم در سال ۱۹۹۵ اتفاق میافتد و وقایع و پیامدهای قتل مائوریزیو گوچی، تاجر ایتالیایی و رئیس خانهٔ مد گوچی، توسط همسر سابقش پاتریزیا رجیانی را به تصویر میکشد...
سیمون و هلن با هم در پاریس زندگی می کنند، آنها تصمیم می گیرند زیرزمین ساختمان خود را بفروشند. مردی که آن را میخرد، گذشته پر دردسری دارد و زندگی این زوج زیر و رو میشود...
وقتی یک عاشقانه دبیرستانی با قرنطینه های کووید به پایان می رسد، یک معلم جدید از موسیقی استفاده می کند تا روحیه آنها را تقویت کند و عشق آنها را زنده نگه دارد...
در یک بیماری همه گیر جهانی، بث که بیمار مزمن است مجبور می شود با شیاطین شخصی خود در قرنطینه مقابله کند. هنگامی که او به تماس یک مرد مرموز پاسخ می دهد، یک رابطه عاشقانه دور از انتظار شکل می گیرد که.....
ترنت و دوستش ، آلیسون، در حال فرار از دست افراد ضارب هستند و به جاده های دشت پشتی فرار می کنند. در طول راه، آنها با بن و میشل، زن و شوهری که این جاده ها را خانه می نامند، آشنا می شوند ...
سالها یکنواختی باعث شده فارست بیهدف روی یک قایق بادبانی زندگی کند، تا اینکه با اورلی آزادهای ملاقات میکند که با او سفری مادامالعمر را آغاز میکند...
بازیگر بیکار ریکی ریلی را از طریق یک سفر رویایی کابوسوار دنبال میکند که او به اعماق شهر نیویورک فرود میآید تا با یک قلدر از گذشتهاش در جلسه دبیرستانشان روبرو شود...
راکل تمام زندگی خود را دیوانه آرس، همسایه جذاب و مرموز خود بوده . او بدون اینکه از پنجره دیده شود او را تماشا می کند و با تاسف او حتی یک کلمه هم با آرس رد و بدل نکرده است ...
"آنیا" از یک دبیرستان معتبر در ورشو فارغ التحصیل می شود و در لندن وارد پزشکی می شود . او به عنوان مربی بادبادک سواری در کنار دریا کار می کند و به لطف آن کسب درآمد و اشتیاق را با هم ترکیب می کند...