همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
یک جنگلبان وظیفه دارد یک ببر انسان خوار را در دهکده ای دورافتاده به دام بیندازد. با این حال، او در تلاش برای انجام وظیفه خود ازهر طرف با دشمنی روبرو می شود...
"RK" یک فیلمساز است که فیلم جدیدی می سازد که در آن نقش اصلی آنرا یک بازیگر محبوب بازی می کند. افراد نزدیک به او واقعاً مطمئن نیستند که چرا RK میخواهد این فیلم را بسازد. ویرایش شروع میشود و RK احساس غرق شدنی دارد که این فیلم قرار نیست تمام شود...
راجیف به طور تصادفی به دست نوشته ای از یک رمان وابسته به عشق شهوانی برخورد می کند که همسرش، مالتی، مخفیانه در حال نوشتن آن است. با این حال، با گذشت زمان، او متوجه می شود که داستان بیش از آنچه فکر می کرد، زندگی نامه ای است...
وقتی گروهی از سارقان تازه کار ناخواسته یک کامیون را هدف قرار می دهند که فکر می کنند اقلام الکترونیکی به همراه دارد، اما معلوم می شود که این کامیون حامل یک محموله ابزار پیگشیری از حاملگی است...
این فیلم داستان دو نفر از جنس مخالف را دنبال می کند که از قرار دوستی متنفرند اما احساس تنهایی می کنند و ملاقات آنها با یکدیگر را از طریق یک برنامه دوستیابی به تصویر می کشد...
زن جوانی که بلافاصله پس از ازدواج بیوه می شود، با ناتوانی در غصه خوردن، اقوام عجیب و غریب و کشف شگفت انگیزی در مورد شوهر مرحومش دست و پنجه نرم می کند...
یک دختر اهل یک شهر کوچک برای تبدیل شدن به یک ورزشکار در سطح ملی بر همه موانع اجتماعی غلبه میکند، اما وقتی از او خواسته میشود تست جنسیت انجام دهد همه چیز عوض می شود ...
در سال 2005، تنها چیزی که مقاله نویس مجروح روزنامه لس آنجلس تایمز، استیو لوپز، نیاز داشت این بود که ایده های داستانی جدید منتشر کند. او بر اثر تصادف اخیرش با دوچرخه، دچار جراحت در صورتش شده بود. این زمانی بود که او ناتانیل آیرز، یک بیمار مغزی بی خانمان که در خیابان موزیک مینواخت، کسی که حتی با وجود وسیله موسیقی نیمه شکسته اش دارای استعداد فوق العاده بود. در طی این داستان…
جرج سیمونز که یکی از کمدین های معروف بوده، متوجه می شود به یک بیماری لاعلاج مبتلاست و ازطرف دیگر هیچ دوست صمیمی ای هم ندارد و تنهاست. آیرا (یک کمدین مرد آماتور) نیز در یه فست فود کار می کند و برای موفق شدن در کار کمدی تلاش می کند. یک شب که این دو با هم در یک باشگاه برنامه اجرا می کنند جورج توجه اش به آیرا جلب شده و تصمیم می گیرد کمکش کند تا در کارش پیشرفت حاصل کند؛ تا بدین ترتیب یک دوست و همدم برای خودش پیدا کند....