همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
در اواسط بازیهای المپیک 1988 سئول، یک تعقیب و گریز با ماشین در خیابانهای سئول اتفاق میافتد، زیرا گروهی با استعداد از رانندگان نوزاد، معروف به "تیم عالی سانگدونگ"، شروع به کشف فساد میکنند..
داستان دوستی دو دوست از دو دنیای متفاوت. یک مرد بی خانمان خوش بین به نام آدام و یک عروس جوان وامانده به نام امیرا که متوجه می شوند که هر دو برای بردن یک میلیون دلار در تلاش بوده و توافق می کنند سهم برنده را به صورت مساوی تقسیم کنند...
یک زن خود را در دوراهی زندگی می بیند. رابطه شش ساله او یکنواخت شده است و به نظر می رسد حرفه او به یک مانع رسیده است. با این حال، ورود پسر عمویش او را مجبور می کند تا با گذشته ای آشفته اش روبرو شود...
پسری که نازیها در حال شکار و قتل افراد دارای معلولیت هستند، هدف قرار میگیرند، پسری که اندامهای متفاوتی دارد، تصمیمی متهورانه میگیرد و در حال دویدن برای جان خود است...
تقریباً نیم قرن پیش، دهکده ای دورافتاده در میان یک جنگل بارانی استوایی شاهد مجموعه ای از رویدادهای غیرقابل توضیح است که آنها را به ماوراء طبیعی نسبت می دهند...
آی همیشه عاشق همکلاسی خود تاتو بوده است. وقتی او متوجه می شود که تاتو با دختر دیگری در یک رابطه پنهانی است، تصمیم می گیرد تا برنامه شان را برای آینده خراب کند...
این فیلم تجربیات گروهی از زنان در یک شهر کوچک در روستاهای اسپانیا را نشان می دهد که چگونه مردم هنوز سنت های مردسالارانه را در دنیای در حال تکامل تبلیغ می کنند....
"آی" یک دانشجوی دانشگاه است که به توکیو نقل مکان کرده و برای اولین بار به تنهایی زندگی می کند ، او هیچ دوست و عشقی در زندگیش ندارد، آی همیشه در راه بازگشت از کار پرزحمتش به برج توکیو نگاه می کند. یک روز در حالی که جذب دختر باوقار و باهوشی به نام "سِنیور" می شود ، آی مخفیانه عاشقش می شود...
در حین رانندگی به یک مهمانی در یک ویلای بزرگ، یک زوج ثروتمند در آستانه طلاق، به طور تصادفی به مرد جوان مراکشی که در حال فروش فسیل در کنار جاده بود، برخورد می کنند و او را می کشند ...
پس از بالا رفتن از کوه برود پیک، "ماچی بربکا" متوجه می شود که سفر او به قله ناقص است. 25 سال بعد، او تصمیم می گیرد تا کاری را که شروع کرده به پایان برساند...