همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
داربی هارپر پس از تجربه یک اتفاق نزدیک به مرگ در دوران کودکی، توانایی دیدن ارواح را به او اعطا می شود . بعداًَ، او یک کسب و کار جانبی را اداره می کند که در اوقات فراغت خود به ارواح محلی مشاوره می دهد...
سانتوشی افسرده و بدهکار به دخترش می گوید که می خواهد یک قاتل سریالی بدنام پیدا کند و جایزه بگیرد. با این حال، هنگامی که سانتوشی بدون هیچ اثری ناپدید می شود، اوضاع بدتر می شود و دخترش شروع به جستجو برای او می کند...
اما دو کریسمس متفاوت را تجربه میکند: یکی جایی که در شهر میماند و با یک عشق جدید جشن میگیرد و دیگری جایی که به خانه نزد خانوادهاش و مردی به نام "درو" برمیگردد. او سرانجام کشف خواهد کرد که چه چیزی او را در زندگی و عشق واقعاً خوشحال می کند....
سونگ، دختری جوان از روستایی در ویتنام، به شهر شلوغ سایگون مهاجرت می کند تا با دو کارگر مهاجر دیگر در یک غذاخوری محلی کار کند. در داخل قفس و دیوارهای بی ثمر غذاخوری، روزهایشان پر از کارهای تکراری و ساعات خالی و خسته کننده است. با این حال، سونگ در پشت پرده بیتفاوتی خود، با معضلی دست و پنجه نرم میکند که به زودی باید با خانوادهاش روبرو شود...
روایت ترا وونگ دختری 20 ساله اصالتا آسیایی که برای اینکه به خانواده اش فرصتی برای زندگی بهتر و نجات رستوران ورشکسته شان بدهد، تخصص تحویل غذای چینی را به یک فروش مواد مخدر سودآور تبدیل می کند...
سمای برای یافتن نور با آسمان و زمین می جنگد. او میخواهد آن نور را بگیرد، کنترل کند، قطع کند و به داستانها بپردازد. حالا برای دنبال کردن آن رویا، باید همه چیزهایی را که دوست دارد رها کند و برای یافتن نور پرواز کند....
هنگامی که یک منتقد مشهور فیلم توسط همسرش در محل خانه خود مرده کشف می شود ، مأمور تحقیق آرویند ماتور (سانی دول) می داند که این فقط آغاز کابوس برای داوران فیلم در سطح شهر است...
کیم و تئو در خرید جمعه سیاه همدیگر را می بینند و جرقه ای بین آنها ایجاد می شود، اما این زوج به دلیل وحشت از هم جدا می شوند. هر دوی آنها نمی توانند یکدیگر را فراموش کنند و ...
وقتی پدرش می میرد، مک کنزی سنت پدرش در جمع آوری کمک های مالی در شهر "بازی های گوزن شمالی" را زنده نگه می دارد، اما وقتی چیس لهو دبیرستانی ظاهر می شود و علیه او بازی می کند، جرقه بین آنها افزایش می یابد...
یک دستیار جاهطلب هالیوودی وقتی میپذیرد در انزوا با یک هنرپیشه که میخواهد در حالی که برای نقش بعدی خود آماده میشود، تجربهای بسیار دور از تمدن داشته باشد، در موقعیتی جهنمی و مرگ یا زندگی میبیند...