همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
فیلم داستان زن جوانی را روایت میکند که در جنگ جهانی دوم به روستایی پناه میبرد. او در آنجا متوجه میشود که ستاد فرماندهی هیتلر در نزدیکی آن روستا قرار دارد.
در دنیایی پس از فاجعهای آخرالزمانی، ویروسی باعث شده تا انسانها به موجودات آدمخوار و خشن تبدیل شوند. در این میان، یک مادر داغدیده که همه چیزش را از دست داده، به یک کلبهی کوهستانی پناه میبرد. در این مکان دورافتاده، او با یک غریبهی زخمی روبهرو میشود که با خود قصهای پر از امید به همراه دارد.
تیاگو سوارس، جوان اهل ریو دو ژانیرو، هیپهاپ را ترک میکند و وارد دنیای باله کلاسیک میشود. او با راهنمایی مربی خود، دینو کاررا (علیرغم رابطه پرچالش)، به شهرت رسیده و در نهایت به رقصنده اصلی باله سلطنتی لندن تبدیل میشود.
بازیگری میانسال که نزد دوستش اقامت دارد و شاعری کهنسال که تنها زندگی میکند، هر دو میزبان هنرمندان جوان و مشتاقی میشوند که درباره حرفه و زندگی آنها کنجکاوی میکنند.
یونگ سو و گیونگ سوک، که در قبولی آزمون استخدامی دولت شکستهای مکرر داشتهاند، با مشکلات شخصی و مالی (جدایی یونگ سو پس از پنج سال و افزایش سنگین اجاره گیونگ سوک) روبهرو هستند. این دو نفر که در اوج ناامیدی به سر میبرند، برای موفقیت در آزمون، از وجود یک صندلی خوششانس در کتابخانه مطلع میشوند.
یک خانواده کرهای زندگی پنهانی دارند؛ مینا، دختر خانواده، بهجای پیانو مخفیانه ورزشهای رزمی انجام میدهد. این فعالیتهای سری به عهد و پیمانهایی مرتبط است که آنها با سونگ-هیون، گمشده فاجعه کشتی سوول، داشتند.
برخی امور، در بلاتکلیفی میان بقا (ظاهر شدن) و نابودی (غرق شدن)، آنقدر دچار تردید و نوسان میشوند که هویت اصلی خود را از دست داده و به شکل یا عنوانی دیگر تبدیل میگردند.
آستور گِرِی، نوازندهای اهل لسآنجلس، با وجود برخورداری از عشق و شانس شهرت در کنار دوستپسر ستارهاش، درمییابد که در صنعت خشن موسیقی، موفقیت و عشق بیهزینه نیستند و زندگی او بینقص نیست.
نیکولا کالیپاری، مأمور سرویس مخفی ایتالیا، برای نجات یک روزنامهنگار ربودهشده از دست یک گروه تروریستی عراقی، زندگی خود را به خطر میاندازد. هنگام فرار، کالیپاری با فداکاری از روزنامهنگار محافظت میکند و در این راه، به شکلی دلخراش جان خود را از دست میدهد.
نیکولائه مورومته، که کوچکترین پسر خانواده است، در دهه ۱۹۵۰ تبدیل به یک نویسنده جوان و سرشناس میشود. زندگی او و روابط عاشقانهاش تحت تأثیر فضای متشنج و سوءظنآمیز آن دوران قرار دارد.
یک مبارز شجاع از میان مردم، یک ستمگر (تایتان) بیرحم را به مبارزه میطلبد. این اقدام، زمینهساز شکلگیری موجی از عدالتخواهی، شورش و انتقامگیری میشود.
بعد از اینکه یک شرکت فاسد تلاش میکند تا تکنولوژی انقلابی یک دانشمند نابغه را به سلاح تبدیل کند، او برای محافظت از بشریت ناپدید میشود. وقتی شرکت یک نیروی ضربت برای یافتن او میفرستد، بزرگترین اشتباه خود را مرتکب میشوند – آنها مردی را که در تلاش برای دستگیریاش هستند، به سلاح تبدیل میکنند.
این نمایشنامه مهیج، داستان کارکنان کاخ سفید را در لحظاتی نفسگیر روایت میکند؛ زمانی که یک حمله موشکی به خاک آمریکا قریبالوقوع است. روایت داستان به صورت لحظهبهلحظه پیش میرود و با افزایش تنشها، مخاطب را تا پایان با خود همراه میکند.
سوریا بعد از فوت مادرش، برای کشف هویت واقعی خود به کامبوج برمیگردد. در آنجا، با خانوادهای که از وجودشان بیخبر بوده آشنا میشود و همچنین ساختمانی قدیمی را مییابد که مملو از اسرار هولناک است.
در سال ۱۹۱۴، مِوا سینگ و گوردیث سینگ علیه نژادپرستی دولت کانادا ایستادند. کشتی کاماگاتامارو، حامل ۳۷۵ مسافر، در این سفر دریایی با قوانین تبعیضآمیز مربوط به "گذر مستقیم" و همچنین مبارزات سخت مهاجران مواجه شد.
«گرَسلَند»، تریلری اجتماعی-سیاسی است که به تهیهکنندگی اجرایی «کامِن» (برندهی اسکار)، بر پیامدها و خطرات زندانی شدن افراد به دلیل جرایم ماریجوآنا تمرکز دارد.