همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
برنده 2 جایزه اسکار همچنین دریافت 10 جایزه دیگر. همچنین نامزد دریافت 3 جایزه دیگر.
"الک لیامز" جاسوس بریتانیایی که درجنگ سرد به آلمان شرقی فرستاده شده است.او از بازگشتن سر باز می زند و تصمیم می گیرد به ماموریت دیگری روبرو شود که ممکن است آخرینش باشد...
داستان در مورد سیمون، مردی عمیقاً مذهبی در قرن چهارم میلادی است که برای نزدیکی بیشتر به خدا بر فراز ستونی زندگی میکند. شیطان که خواهان بازگشت او به زمین است، تلاش میکند تا او را اغوا کند.
هارومی که به عنوان یک زن در جبهه منچوری، جایی که انتظار می رود به صدها سرباز خدمت کند، داوطلب می شود، توسط ستوان ناریتا وحشی فرماندهی می شود، اما عاشق میکامی حساس، زیردستان مستقیم ناریتا می شود...
در پاریس، یک رقاص لهستانی با یک پزشک ثروتمند یهودی ازدواج می کند و زمانی که توسط نازی ها به داخائو تبعید می شود، می ایستد تا املاک او را به ارث ببرد...
پس از یافتن کتابی که داستان پدربزرگش را بازگو میکند، یک افسر به اسپانیا سفر میکند و با طیف گستردهای از شخصیتها آشنا میشود که بیشتر آنها داستانی برای گفتن دارند...
کاپیتان دکستر، افسر سواره نظام، در حین انتقال محموله ارزشمندی از طلا مورد حملهی راهزنان قرار میگیرد و به اشتباه به سازماندهی این حمله متهم میشود. پس از فرار از زندان، او برای اثبات بیگناهی خود و یافتن مجرمان واقعی تلاش میکند.
پنج داستان کوتاه در چکسلواکی سرکوبشده روایت میشود. هر داستان، به نوعی، به نیاز انسان به ارتباط با دیگران میپردازد. در داستان اول، یک زوج میانسال به مسابقات موتورسواری میروند تا با دیگران ارتباط برقرار کنند. آنها در بخش خطرناکی از مسیر مسابقه میایستند تا هیجان را تجربه کنند و با دیگران همدلی کنند...
برنده 1 جایزه اسکار همچنین دریافت 6 جایزه دیگر. همچنین نامزد دریافت 8 جایزه دیگر.
در محله ای فقیرنشین از نیویورک،"سول نزرمن" وام دهنده ای تنها است که بازمانده اردوگاه "آشوویتس" نازیها بوده و هیچ احساساتی ندارد. او خانواده و دوستانش را در جنگ و ایمانش به خدا و اعتقادش به انسانیت را از دست داده است.او هیچ اهمیتی به پول نمی دهد اما با خاطرات اسارتش از اردوگاه دست و پنجه نرم می کند...