همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
وقتی بزرگ خاندان "اینوگامی ساهی" از دنیا می رود، ثروت خانوادگی اش را برای "تامایو"، دختری غریبه با این شرط که با یکی از نوه هایش ازدواج کند می گذارد. پس از مدتی اعضای خانواده یکی پس از دیگری کشته می شوند و...
پس از مرگ دخترش، جولیا لوفتینگ، خانه دار ثروتمند آمریکایی به لندن نقل مکان می کند تا زندگی خود را دوباره شروع کند. همه چیز خوب به نظر می رسد تا زمانی که او توسط ارواح دیگر کودکان در حالی که برای خودش سوگواری می کند تسخیر می شود...
این فیلم درباره ی یک راننده کامیون سالخورده به نام الگنت جان هاوارد می باشد. هاوارد فکر می کند که او و کامیونش، النور، باید به همراه هم به یک سفر دیگر بروند. او با کمک یک مسافر سرراهی چندین فرد دیگر این آرزو را به حقیقت بدل می کند...
یک کارآگاه پلیس که به یک دهکده کوچک ایتالیایی برای تحقیق در مورد فساد فرستاده می شود، متوجه می شود که مردم محلی تمایلی به صحبت با افراد خارجی ندارند...
شاگردی از بروس لی به هنگ کنگ سفر می کند تا پاسخی در مورد مرگ مرموز استادش جستجو کند. او که با مافیا درگیر می شود، در نهایت مجبور می شود انتقام مرگ وحشیانه نامزدش را بگیرد...
اوا، زنی جوان، پس از یک اجرا در هنگ کنگ، مورد توجه مردی مرموز به نام جوداس قرار میگیرد. جوداس با هدایای گرانقیمت، اوا را به خانهاش که پر از مار است دعوت میکند. اما این رابطه عاشقانه به زودی به یک کابوس تبدیل میشود.
داستان درباره نوجوانی است که از یک شهر کوچک جنوبی در می سی سی پی نقل مکان می کند تا با خانواده اش در لس آنجلس باشد. هنگامی که اما می (جری هیز) برای اولین بار به لس آنجلس نقل مکان می کند، با جسی آموس (ارنست ویلیامز سوم) آشنا می شود که بلافاصله عاشق او می شود...
یک مدل بینالمللی در یک بیمارستان روانی است و روانپزشک او سعی میکند تجربیات تراوماتیک گذشتهاش را که منجر به قرار گرفتن او در آنجا شدهاند، بیرون بکشد...
بردهای دو رگه در اواسط قرن نوزدهم، به عنوان یک جنگجوی قفس، به شهرت میرسد. اما او از این موفقیت برای مبارزه با بیعدالتیهای جامعه سفیدپوست استفاده میکند...
گروهبان "دروگو" به قلعه ای در مرز بیایان و کوهستان فرستاده می شود . ماموریت پادگان ، جلوگیری از حمله احتمالی تارتارها از طرف دیگر بیابان است . برخی افسران مشتاقانه منتظر حمله هستند ، برخی دیگر اعتقادی به آن ندارند و برخی از تهدید مبهم استفاده می کنند تا حرفه کاری خود را به جلو ببرند . اما آنها همه چیز خود را قربانی کرده اند ...