همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
ساتورو میزوشیمای طراح، عاشق چیزهای سنتی مانند اشیاء دستساز و دستنوشته است. روزی در کافهای به نام پیانو با زنی مرموز به نام میوکی میهارو آشنا میشود. به نظر میرسد ارزشهایی شبیه به ساتورو دارد و او مجذوب او میشود. ساتورو شماره تلفن همراه میوکی را میخواهد، اما او تلفن همراه ندارد. آنها قول میدهند که هر پنجشنبه در کافه همدیگر را ببینند. از آن زمان به بعد، ساتورو و میوکی هر پنجشنبه یکبار همدیگر را میبینند و رابطه آنها به طور عاشقانه发展. ساتورو تصمیم میگیرد به میوکی پیشنهاد ازدواج بدهد، اما او در کافه حاضر نمیشود.
این درام خانوادگی داستان پسر 11 سالهای را روایت میکند که با صاحبخانهاش به نام "روباه پیر" دوست میشود و از او در دنیایی که به سرعت در حال تغییر است، درس زندگی میآموزد و چیزهایی را یاد میگیرد که پدر فقیرش هرگز نمیتواند به او بیاموزد.
تارا که اکنون در ایالت مونتانا ساکن شده و با کابوی بوون نامزد کرده، برای پیوند دادن زندگیهای خانوادگی خود تلاش میکند، اما به نظر میرسد ادغام این دو خانواده چالشی بزرگتر از آن چیزی باشد که تصور میکردند.
آنا با آرزوی زندگی بهتر برای خود و دخترش کاتیا، وامی مسکن دریافت میکند. اما اتفاقاتی غیرمنتظره او را در موقعیتی دشوار قرار میدهد که مجبور به زیر پا گذاشتن اصول اخلاقی خود در جامعهای بیاخلاق میشود.
یک زوج جوان پس از ازدواج با مشکلی جدید روبرو میشوند: خرخر کردن زن در خواب که خواب شوهر را مختل میکند. این چالش، تصویری از فداکاریها و تعهدات لازم برای یک ازدواج پایدار را به نمایش میگذارد.
ضیافت قرون وسطایی گلدی بری در قلعه هاید با یک قتل به هم میخورد. او با کارآگاه شولتز برای حل معمای قبل از اینکه قاتل دوباره دست به کار شود، همکاری میکند.
ماجراهای طنز دو عروس جوان که از قطار یکسانی گم میشوند. از هویتهای اشتباه گرفته تا فرارهای خندهدار، هرج و مرج به وجود آمده تضمینکنندهی خنده فراوان و لحظات دلگرمکننده است.
یک مرد جوان پس از راه اندازی یک رادیو اجتماعی در محله فقیر نشین خود برای گسترش آگاهی اجتماعی علیه یک گانگستر محلی، او مبارزه ای را با شرکت های مواد غذایی که محصولات تقلبی تولید می کنند رهبری می کند...
آلیس در یک مرکز تماس در حومه زوریخ کار میکند و از طریق تلفن به غریبهها اشتراک اینترنت و بیمه میفروشد. او با الهام از شغل خود، به مادربزرگهای تنها زنگ میزند و وانمود میکند که نوهشان است که به طور فوری به پول نیاز دارد...
یک رمان نویس معتبر به نام اولیویا مأمور می شود تا به مرد جوانی به نام آنتوان در پروژه ای در یک کارگاه تابستانی نویسندگی کمک کند. رفتار پرخاشگرانه و در عین حال تحریکآمیز آنتوان، اولیویا را به خود جلب میکند، که خود را به سوی او جذب میکند...
سِتارتی ، یک کارمند دولتی که به تازگی اخراج شده است، از بوئنوس آیرس به لاپاچیتو در استان چاکو سفر می کند. او باید از اجساد مادر و برادرش که به طرز وحشیانه ای به قتل رسیده اند و هیچ پیوند محبتی او را با آنها پیوند نمی دهد، مراقبت کند...
یوکاری، پنج سال است که با کیپِی، دوست پسر محقق پزشکی خود زندگی می کند. روزی که یوکاری منتظر بازگشت کیپِی است، ناگهان یک مأمور پلیس به او خبر می دهد که کیپِی به دلیل خونریزی مغزی بیهوش شده است. اما ماجرا به اینجا ختم نمی شود و مشخص می شود که شغل و نام کیپِی جعلی بوده است...