همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
سه دزد از دزدی فرار می کنند که یکی از آنها دو نفر دیگر را می کشد. او به یک فاحشه پناه می برد و پلیس به دنبال او است، اما تنها پس از ده سال انگیزه واقعی او آشکار می شود...
پس از مرگ نامزدش ، لینا تورس یک تجارت مد را شروع کرد تا جلو بیفتد. وقتی با خولیو ، فروشنده پارچه آشنا می شود ، اجازه می دهد خودش فریب او را بگیرد و معشوق او شود...
نِسیبه دختر یک خانواده فقیر است که در حومه استانبول زندگی می کنند. او در خانواده اش از خشونت و ظلم رنج می برد. تنها دلداری او دنیای پر زرق و برق فیلم های سینمایی است...
جوی، کتی، سیلویا و ماریتس نه تنها همکلاسی هستند بلکه بهترین دوستان هم هستند. جوی یک مصرف کننده مواد مخدر است که در اطراف می خوابد. کتی یک خواننده متوسط است که برای تحقق رویاهای خود برای رسیدن به زمان بزرگ دست از کار نمی کشد.
برنده 1 جایزه اسکار. همچنین 21 جایزه و نامزد دریافت 2 جایزه دیگر.
داستان این انیمیشن پر از احساس حکایت وداع پدر و دختری است که هیچگاه یاد یکدیگر را فراموش نمی کنند و حتی با گذشت زمان طولانی، از انتظار برای دیدار دوباره نا امید نمی شوند…
اعضای یک فرقه با الگوبرداری ازاوم شینریکیو، منبع آب یک شهر را خراب می کنند، سپس در نزدیکی سواحل یک دریاچه دست به خودکشی دسته جمعی می زنند. اعضای خانواده افراد آسیب دیده در کنار دریاچه گرد هم می آیند تا سالگرد مرگ عزیزانشان را تماشا کنند.
ریموند، که دوباره اخراج شده است، کلیسایی را در یک دهکده انگلیسی به ارث می برد. او که از جورجیا میآید تا ملک را به آقای اسلی بفروشد، با ریچل مجرد ناز که B&B را اداره میکند و دیگران ملاقات میکند. گنج پنهان؟...
لالاسانا در دفاع از خود مرتکب جنایت می شود و فرار می کند. او در مکانی در نزدیکی مرز ایالات متحده پنهان می شود که توسط سلیا، زنی مسن که از درد رنج می برد، اداره می شود...
راج و پریا، زوج جوانی که به تازگی به سوئیس نقل مکان کرده بودند، با همسایههای جدیدشان دوست شدند. اما زندگی آرام آنها با متهم شدن راج به قتل یکی از همسایگانشان به هم ریخت و او مجبور شد برای اثبات بیگناهیاش فرار کند.
اتل و تامی باریک برای گذراندن تابستان به همراه نامادری جدیدشان به ایرلند فرستاده میشوند. آنها در آنجا متوجه میشوند که او یک جادوگر شرور و قدرتطلب است که قدرتهای جادویی واقعی دارد و از هر چیزی که سبز است نفرت دارد.