همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
در یک زمان تاریک در دوره هِیان، زمانی که نیروهای شیطانی پادشاهی را تهدید میکنند، امپراتور برای نگه داشتن نیروهای ماوراء طبیعی به اونمیوجی تکیه میکند . اما ...
واندرفول هنوز مردی را که دروغ نگوید، ملاقات نکرده است تا اینکه با اوک، دروغگوی حرفهای و خوشصحبت، برخورد میکند که برای جلب قلب او وانمود میکند ثروتمند است. وقتی اتفاقی ناگهانی واندرفول را مجبور میکند با حقیقت دردناک هویت جعلی خود روبرو شود، اوک باید راهی برای التیام قلب شکستهاش پیدا کند.
فیلیپ گربر یک فروشنده خودرو باهوش و از خود راضی است. با ماشینش پسر جوانی را که دوچرخه سواری می کند، زیر گرفته و فرار می کند. از آنجایی که او احساس گناه می کند، سعی می کند اطلاعات بیشتری در مورد قربانی تصادف پیدا کند و متوجه می شود که پسر در بیمارستان به شدت مجروح شده است.
«زمانی که نقشهی سارق برای انجام سرقت شکست میخورد، او شیفتهی قربانی بالقوهی خود، یعنی زنی فریبنده که روسپی است، میشود. در پی این ماجرا، آن زن شرح حال زندگیاش را برای سارق بازگو میکند.»
برنده 2 جایزه ساعات پربیننده همچنین نامزد دریافت 2 جایزه دیگر.
دریاسالار پلو مراسم عروسی هورنبلاور را قطع می کند و او را مأمور می کند تا یک کشتی انگلیسی را که در سواحل فرانسه ناپدید شده است، جایی که نیروهای ناپلئون مشغول فعالیت های مخفیانه هستند، پیدا کند...
ساریکا عاشق کاران می شود، مردی مرموز که او را به جرم حمل سلاح گرم غیرقانونی متهم می کند. با این حال، در زندان، او تبدیل به یک زن انتقام جو می شود و تصمیم می گیرد تا انتقام ظلمی را که در حق او انجام شده است، بگیرد...
3 مرتبه نامزدی جایزه .اسکار. همچنین 16 جایزه و نامزد دریافت 41 جایزه دیگر.
این فیلم بر اساس یک داستان واقعی است. داستان زندگی «جیم برادوک» که در دوران پریشانی نیویورک از روی ناچاری برای سروسامان دادن به زندگی خود و رسیدگی به خانواده خویش وارد صحنه بوکس شد. تلاش او بهعنوان مردی فقیر که از پایینترین لایه های اجتماع خود را به سطوح بالا صحنه بوکس رسانده، از او در بین مردم چهره ای محبوب میسازد و او به یک قهرمان ملی تبدیل میشود.
«آينار»(ردفورد) روزي روزگاري مزرعه دار موفقي بوده است. «آينار» پسري داشته که سال ها پيش وقتي همسرش، «جين» (لوپز) پشت رل بوده، در تصادف اتومبيل کشته شده است و «آينار» هرگز نتوانسته «جين» را به خاطر مرگ پسرشان ببخشد. اما «جين» و «گريفين» صاحب دختر کوچکي به نام «گريف» نيز بوده اند که «آينار» هرگز او را نديده تا اين که يازده سال بعد جلوي در خانه اش پديدار مي شود. «جين» و «گريف» (گاردنر)، در فرار از دست مرد خشني به نام «گري» (لوييس)، به مزرعه ي «آينار» پناه آورده اند...
جولی که در اوایل دهه 70 به دلیل مصرف بیش از حد PCP درگذشت، از فراتر از اترها به دنبال برادر کوچکش، باب، فروشنده ساعت چاق است که در اوایل دهه 90 به دلیل عدم تحمل ساکارز در حال مرگ است.