همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
برنده 1 جایزه ساعات پربیننده همچنین نامزد دریافت 3 جایزه دیگر.
ویکتور فرانکنستاین» (برانا) تحت تأثیر تجربه های استادش، «والد من» (کلیز)، دچار وسوسه ی چیرگی بر مرگ می شود. وقتی ولگردی (دنیرو) «والدمن» را می کشد و به دار آویخته می شود، «ویکتور» مغز «والدمن» را در سر جنایتکار قرار می دهد و موفق می شود او را به زندگی بازگرداند…
داستان در تابستان سال ۱۹۹۱ و در یک منطقه روستایی در غرب ماساچوست رخ میدهد. لاسی، دختربچهای یازده ساله، روزهای خود را در خانه و در دنیای خیال میگذراند. اما با ورود سه مهمان جدید به زندگی آنها، آرامش خانه بر هم میخورد و همه توجهها به سمت مادرش، جانت، جلب میشود.
زندگی پس از فارغالتحصیلی برای دو جوان، با چالشهای بزرگی همراه میشود. رابطه از راه دور و تعهدات شغلی، آنها را در مسیرهایی متفاوت قرار میدهد. با افزایش فاصلهی فیزیکی و عاطفی، دیدگاههایشان نسبت به تجربیات مشترکشان از هم دور میشود و این امر، پیوند عمیق آنها را به آزمون میگذارد.
کلِر نویسنده با بلوک نویسندگی دست و پنجه نرم می کند. او در خلوتگاهی ثبت نام می کند که کاملاً توسط یک هوش مصنوعی اداره می شود تا مشکلش را حل کند. با این حال، هنگامی که یک باگ نرم افزاری پیش بینی نشده رخ می دهد، کلر خود را در خانه خود با یک ربات خراب و بدون ارتباط با دنیای خارج گرفتار می یابد...
چه کسی خوب است و چه کسی بد؟ چه چیزی خوب است چه چیزی بد؟ براستی مرز بین خوبی و بدی کجا کشیده شده است؟ داستان این انیمیشن تنش بین یک فردِ خوب دروغگو و یک فرد بد اما صادق و افرادی که این دو را احاطه کرده اند میباشد.
روث، روزنامهنگار آمریکایی، همراه پدرش اِدِک، بازماندهی هولوکاست، به لهستان سفر میکند تا مکانهای کودکی او را ببیند. اما اِدِک، از زنده کردن خاطرات تلخ گذشته خودداری میکند و با خرابکاریهای عمدی، سفر را به ماجرایی طنزآمیز تبدیل میکند.
داستان دو انقلابی افسانه ای و سفر آنها به دور از وطن. پس از سفر، آنها به خانه باز می گردند تا شروع به مبارزه علیه استعمارگران بریتانیایی در دهه 1920 کنند...
فیلم روایتگر داستانی است در مورد یک کارگر ساختمانی که به طور غیرمنتظرهای در نمایش رومئو و ژولیت بازی میکند و اوضاع این نمایش، به طور شگفتانگیزی با زندگی او در هم میآمیزد و سرنوشت او را رقم میزند.
آغاز زندگی مشترک آدیماس و آدلیا با چالشهای متعددی همراه است. این زوج جوان در کنار فراز و نشیبهای زندگی، لحظات شاد و خندهداری را نیز تجربه میکنند که به پویایی زندگی آنها میافزاید.
یک استاد تاریخ نظامی و یک عتیقهفروش برای کشف هویت صاحب اصلی یک لباس نظامی قدیمی از جنگ جهانی دوم و نامههای عاشقانهای که در جیبهای آن پیدا شده است، با هم همکاری میکنند.
ماجراجویی جدید گامپ دقیقاً از همان جایی آغاز میشود که قسمت قبلی به پایان رسیده بود. این بار هم، گامپ همراه با بهترین دوستش، بِدی بز کوهی، سفری را تجربه میکند که انگار ستارهها از پیش برایشان رقم زدهاند.