همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
این فیلم الهام گرفته از وقایع واقعی است و به یک روزنامه نگار جوان می پردازد که به همراه یک گروه تلویزیونی فرانسوی به رهبری یک گزارشگر ارشد به ترانسیلوانیا می رود تا به پرونده یک فاحشه جوانی که از فرانسه به کشور بازگردانده شده است رسیدگی کند...
یک فیلمساز و شخصیت هایش با هم وارد یک پروژه تحقیقاتی شخصی درباره صمیمیت می شوند. در مرز بین واقعیت و داستان، مرا لمس نکن، سفرهای احساسی لورا، توماس و کریستین را دنبال میکند و بینشی عمیقاً همدلانه از زندگی آنها ارائه میکند...
راجر که در زندگی عاشقانه و مالی شکست خورده، سعی میکند با تایلر رابطه برقرار کند. اما جی، همکار آتشنشان و خوشتیپ تایلر، اجازه نمیدهد این رابطه شکل بگیرد...
یک زن قدرتمند و زیبا که از وضع و بی عدالتی در خانه اش به تنگ آمده است ، بعد از دیدن جود ، یک دکتر آمریکایی که قصد رفتن برای مأموریت به امپراطوری عثمانی را دارد خانه اش را ترک میکند...
پس از اینکه زنی پسرش را میبرد و برای فرار از یک ازدواج نادرست به کالیفرنیا میرود، متوجه میشود که برای ربودن پسر تحت تعقیب قرار گرفته است. او باید زندگی و آزادی خود را برای محافظت از فرزندش به خطر بیندازد...
زندگی مارک میلر عالی به نظر می رسد. او یک شغل عالی، خانه بزرگ و همسر شگفت انگیزی دارد. چیزی که برخی فقط در مورد آن خواب می بینند واقعیت اوست. اما از یک ثانیه به بعد اتفاقی می افتد که همه چیز را تغییر می دهد. یک روز رئیسش به او می گوید که شرکتش در آستانه ورشکستگی است، بنابراین او را اخراج می کنند...
این فیلم به مسائل قومیت و تعلق می پردازد و احساسی را که در آن سوی مرزها وجود دارد، نه تنها از لحاظ جابجایی به خارج از مرزهای یک کشور، بلکه از نظر مبارزه برای حضور در حاشیه یک جامعه، به مخاطب منتقل می کند...
در سال 1995، در خارج از گوتنبرگ، یک نوجوان سوئدی در مقابل یک قلدر نئونازی ایستادگی می کند که منجر به درگیری خشونت آمیزی می شود که توجه ملی را به خود جلب می کند...
"رومئو آلدیا" پس از وقوع یک حادثه پیش از امتحان ورودی دانشگاه برای دخترش که باعث خدشه دار شدن آیندهی او شد، مدام به فکر راه حلی است تا اوضاع را روبراه کند، اما هیچکدام از راه رهایی که به ذهنش میرسد با اصولی که به دخترش یاد داده، همخوانی ندارد...
رادو بعد از یک سال از ایتالیا برگشته و متوجه می شود که همسرش کاملاً تغییر کرده است. آنها شب را صرف تلاش برای کشف دوباره خود می کنند. دوری بین آنها بی اعتمادی و سردرگمی ایجاد کرده است اما رادو امیدوار به شروعی جدید است...
مادر و دختری به خانهای دورافتاده نقل مکان میکنند. مادر به دخترش میگوید که پدرش برای کار سفر کرده است. با برملا شدن دروغ، رابطه آنها دچار تنش میشود. با بدتر شدن روابطشان، "جادوگر ظهر" ظاهر شده و نزدیکتر میشود - آیا او یک تهدید واقعی است یا تنها توهمی در ذهن آنهاست؟