همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
تئیچی، دانشآموز دبیرستانی، برای رسیدن به آرزوی سلطنت، در انتخابات ریاست کلاس مدرسهاش دخالت میکند. این انتخابات با رقابت شدیدی همراه است و تئیچی برای پیروزی از هر ترفندی استفاده میکند.
آلمان از پذیرش پناهجویان دیگر خودداری می کند. تنها راه برای گرفتن تابعیت زنده ماندن از برنامه تلویزیونی محبوب "بازی مهاجرت" است. هر کسی که به عنوان یک "دونده" شرکت کند در حومه برلین رها می شود و باید راهی برج تلویزیونی در Alexanderplatz شود...
در سال 1965، ژائو دی باردار توسط خانواده شوهرش اخراج و مجبور به بازگشت به خانه می شود. او دوقلو به دنیا می آورد اما به دلیل فشار خانوادگی و خرافات یکی از آنها را برای فرزندخواندگی رها می کند...
دختره نوجوانی را از خانه و خانواده اش جدا می کنند و به یک مدرسه دولتی می فرستند جایی که دانش آموزان بومی را به اعضای قابل قبول جامعه سوئد تبدیل می کنند.
نرجا، فیلمی ساخته شده براساس داستانی واقعی در سال 1986 میلادی است در آن نرجا بهانوت رندگی خود را قربانی حفاظت از 359 مسافر پرواز 73 پان امریکن، در حالی که توسط یک سازمان تروریستی ربوده شده است، می کند...
روف امیدوار است با کمک رنگ صورتی، دل زانا، دختر بزرگتر و مورد علاقهاش را به دست آورد. اما رنگ صورتی واقعاً چه شکلی است و آیا او اصلاً میتواند آن را در روستای کوچک کردستانی و برفیشان در دل کوهها پیدا کند؟ در همین حال، شایعات نگرانکنندهای از دنیای بیرون به روستا میرسد.
یک گزارشگر جوان، پس از تحقیق درباره خانهای متروکه، دچار یک بیماری مرموز میشود. این خانه به خاطر داستانهای کودکان گمشده و آدمخواری احتمالی مشهور است، و نوجوانان محلی یکدیگر را به دزدکی وارد شدن و گشت زدن در آنجا به چالش میکشند. با کنجکاوی بیشتر گزارشگر و گشت و گذار دوستانش در خانه، او ارتباطی با افسانه کوه جهنم پیدا میکند.
یک نوجوان که وقتی خانواده اش به استرالیا نقل مکان کردند، جایگاه خود را در یک برنامه نخبه ژیمناستیک در ایالات متحده رها کرد، برای کمک به یک دوست جدید وارد مسابقه ای می شود...
آپریل و مانوئل، که قبلاً عاشق یکدیگر بودند، هفت سال بعد دوباره با هم ملاقات می کنند و متوجه می شوند که هنوز هم احساسات عاشقانه ای نسبت به یکدیگر دارند...