همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
فریدا شش ساله پس از مرگ مادرش نزد خانواده عمویش فرستاده می شود تا با آنها در روستا زندگی کند. اما فریدا به سختی میتواند مادرش را فراموش کند و با زندگی جدیدش سازگار شود...
یک نوجوان ناشی، بعد از اینکه همراه با خانوادهاش به یک شهر ساحلی واقع در فلوریدا نقل مکان میکند، تمام تلاشش را بکار میگیرد تا خودش را هر طور که شده در میان گروه بچه های محله جا کند اما…
داستان یک دانشآموز فارغ التحصیل که دو دانش آموز دبیرستانی را میدزدد تا در آزمایشی که در انتهای یک استخر خالی انجام شد، از آنها به عنوان طعمه استفاده کند...
داستان در یک دنیای ویرانشدهی بیابانی اتفاق میافتد. شخصیت اصلی، که تداعیکنندهی یولیسس است، حافظهاش را از دست داده و در کنار زنی شمنباور به نام کالیپسو بیدار میشود. با بازیابی خاطرات، او دچار تردید میشود که آیا کالیپسو در حال کمک به اوست یا او را اسیر کرده است.
یک فیلم هیجانانگیز ماورایی درباره چهار دوست قدیمی که برای گذراندن شبی ترسناک در یک خانهی ارواحی عجیب و غریب که زمان را دستکاری میکند، دوباره گرد هم میآیند.
داستان این فیلم که به تهیه کنندگی "امینم" ساخته شده، درباره یک جوان دانشجو هست که موضوع پایان نامه اش “جَنگ رپ خوانی” است و موفقیت و شهرت را در این موضوع مییابد …
موضوع فیلم در مورد عشق بین دو برادر است، وقتی که برادر بزرگتر به جنگ می رود و برادر کوچکتر که (عقب مانده ذهنی است) تصمیم می گیرد به دنبال او رفته و از وضعیتش با خبر شود…
هنگامی که یک نوجوان محبوب می میرد، بهترین دوست او در درخشش توجه رسانه های اجتماعی قرار می گیرد، در حالی که رقیب آنها به دنبال انتقام از گذشته و کشف حقیقت پشت این مرگ مرموز است.
داستان در مورد وکیلی است که برخلاف میلش، پرونده ای را قبول می کند که در آن باید از کلیسا به دلیل تبعیض ج.ن.س.ی.ت.ی شکایت کند. زنی که می خواهد کشیش شود از او کمک خواسته است.
دو تنبل در یک بار نیمه شب کار می کنند و در عین حال ماری جوانا می فروشند. زمانی که به طور خطرناکی به یاکوزاهای افسار گسیخته مواجه می شوند، سرنوشت بسیار متفاوتی را دنبال می کنند...
در بین سالهای 1993 تا 1999، فردی از 29 مرکز مالی در بوداپست سرقت کرده است. بانکها، دفاتر پستی و حتی آژانسهای مسافرتی قربانی اعمال مجرمانه و دیوانهوار او بودهاند. پلیس هیچ سرنخ و امیدی برای پیدا کردن او در طول این شش سال نداشته است. تنها نشانی که از او در صحنههای جرم باقی میماند، بویی خاص و متمایز است که همین امر باعث شده تا در رسانهها به او لقب "راهزن مست" داده شود...