همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
ابراهیم، که زندگی آرامی در اسپانیا داشت، به دلایلی نامعلوم تصمیم میگیرد به صورت غیرقانونی از مراکش به اسپانیا بازگردد و برای این کار، اقدام به پریدن از نردههای مرزی میکند.
یک باغبان و همسرش در دامنه تپهای زیبا زندگی میکنند. با آمدن صاحب جدید قلعهای مجاور، آرامش زندگی آنها برهم میخورد. صاحب جدید برای تغییر چشمانداز اطراف، با باغبان درگیر میشود و با اقدامات خصمانه خود، باغبان را مجبور به دفاع از خانهاش میکند. پس از ناکامی در دریافت کمک از مقامات، باغبان تصمیم میگیرد خودش برای حل مشکل اقدام کند.
یک افسر پلیس بازنشسته، فرصتی پیدا میکند تا با دستگیری یک گروه سارق بانک، به زندگی سابق خود برگردد. او با همکاری یک پلیس زن جوان، باید قبل از اینکه این سرقت جلب توجه مقامات جدید شود، سریع عمل کند.
زنی جوان در معرض خطر طرد شدن از گروه دوستان صمیمی و منزویاش در نیویورک قرار میگیرد، زیرا دل به عکاسی جذاب بافته است. این گروه که توسط بهترین دوست اجتماعی این زن هدایت میشود، ممکن است او را به دلیل این علاقه جدید کنار بگذارد.
داستان از برخورد اتفاقی یک دختر امروزی و یک مرد سرکش در یک محیط عجیب و غریب آغاز میشود. با وجود تفاوتهایشان، این دو نفر به نکات مشترکی دربارهی زندگی پی میبرند که برایشان غافلگیرکننده است.
مانوئل برای فرار از مشکلات، به بندر میرود و در قایقی مشغول به کار میشود. اما اتفاقات غیرمنتظرهای در این سفر رخ میدهد که زندگی همه را تحت تاثیر قرار میدهد.
ماکیو کودای، یک نویسنده تنها، پس از مرگ خواهر ، برادر و همسر آنها، تصمیم میگیرد تا از عمهزاده نوجوانش، آسا، که به تازگی والدین خود را از دست داده است، مراقبت کند. این تصمیم، زندگی هر دو نفر را دستخوش تغییرات بزرگی میکند.
دو نوجوان به نامهای ترزا و مارک که از زندگی در خانه ناراضی هستند، برای فرار از خانه سوار قطار میشوند. اما ماجراجویی آنها خیلی زود پیچیدهتر از چیزی میشود که انتظار داشتند.
شیلی، ۱۹۵۵. پرونده ماریا کارولینا گیل، نویسنده مشهوری که معشوق خود را به قتل رسانده، توجه مرسدس، منشی خجالتیای که برای قاضی پرونده کار میکند، را به خود جلب میکند.
زنی مرموز با مردی که دخترش کشته شده و اکنون به دنبال انتقام است، همکاری میکند. آنها با هم اعضای یک سازمان را میربایند و شکنجه میدهند تا بفهمند واقعاً چه اتفاقی افتاده است.
این فیلم داستانی واقعی از دو برادر را روایت میکند که سالها در دل جنگل و به دور از تمدن، همچون حیوانات وحشی زندگی کردند. میشل، یکی از این دو برادر، پس از بزرگ شدن به شمال کانادا سفر میکند تا برادر گمشدهاش، پاتریس را بیابد.
ترزا، زن میانسالی است که به دلیل شرایطی خاص، تابستان را مجبور میشود با مادرش زندگی کند. این همزیستی اجباری باعث ایجاد تنش و در عین حال فرصتی برای نزدیک شدن و شناخت بیشتر مادر و دختر میشود.