همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
وقتی نویسندهای به اسم روهان (Rohan Kishibe) برای تعطیلات به ونیز رفته بود، یه نفر اشتباه فکر میکنه که اون کشیشه و یه اعتراف وحشتناک درباره یه جنایت بهش میکنه.
امبر، مادری جوان است که پس از ناپدید شدن مرموز همسرش، مجبور به کار در یک معدن شن میشود. اما آنچه او با آن روبرو است، فقط سختی زندگی نیست، بلکه وحشتهای ناملموسی است که زخمها و آسیبهای روانی قدیمی را بیدار میکند.
آنیا مسئول نگهداری از ویلایی لوکس در جنگلهای ماسوری است که میزبان اجارهکنندگان ثروتمند است. مهمانان جدید او دو زوج (شامل لئون و برونو) هستند. برونو، آنیا را به خاطر میآورد، چون خواهر آنیا، مونیکا، هشت سال پیش دوستدختر لئون بود و در حادثهای مرتبط با بمب کشته شد.
این داستان درباره یک پسر جوان آزتکی است که پدرش به دست اسپانیاییها به قتل میرسد. "یوهوآلی" برای هشدار دادن به پادشاه "موکتزوما" و کاهن بزرگش "یوکا" درباره خطری قریبالوقوع، به "تنوچتیتلان" فرار میکند.
دختری درمانده که با مشکلات مالی شدید روبروست، موافقت میکند تا به جای یک وارث ثروتمند که درگیر یک رسوایی شده است، نقش او را بازی کند. اگرچه این دو شبیه یکدیگرند، اما این راز مشترک، زنجیرهای از حوادث دراماتیک و خطرناک را شعلهور میکند.
یاسوهیکو، دانشآموز انتقالی از آینده، با میوکی آشنا میشود. او میگوید سفرش به خاطر کتابی است که میوکی در آینده نویسندهی آن خواهد شد. میوکی قول میدهد کتاب را بنویسد تا خاطراتشان حفظ شود. ده سال بعد، در زمان انتشار کتاب، میوکی منتظر دیدار با یاسوهیکو است، اما او نمیآید و میوکی به دنبال علت و رازهای پنهان این ماجرا میگردد.
در شهر آگوستا، دختر ربودهشدهای مدعی است که توسط جیم، یک پلیسِ از دنیا رفته، نجات یافته است. در حالی که کارآگاه ولز سرگرم رسیدگی به این پرونده عجیب است، کودک دیگری نیز ناپدید میشود. این ناپدید شدنهای زنجیرهای، پرده از قتلهای قدیمی برمیدارد و این پرسش جدی را مطرح میکند که آیا یک نیروی شبحآلود در این ماجرا دخالت دارد؟
چارلی، قاتل زنجیرهای معروف به "خراشنده نیمهشب"، در یک حلقهٔ زمانی گیر افتاده و مجبور است یک شب خشونتآمیز را مدام تکرار کند. او که ابتدا از این وضعیت استقبال میکرد، اکنون برای فرار از این کابوس بیپایان به شدت تلاش میکند.
آزی آزبورن پس از توقف فعالیتهایش و در پی دست و پنجه نرم کردن با مشکلات سلامتی و پارکینسون، با پرسشهایی درباره هویت و توانایی خود برای اجرای دوباره مواجه است، در حالی که موسیقی محور اصلی زندگی او باقی مانده است.
کمدینی از فیلادلفیا ملقب به "شمن"، استندآپ کمدی بیپردهای در مورد معضلات اجتماعی اجرا میکند و بهطور خاص بر موضوعات بیخانمانی، نژاد و روابط مدرن تمرکز دارد.
استاد قدر بعد از فوت فرزندش، با دسیسهٔ جدید شیطان مواجه میشود. شیطان برای درهم شکستن ایمان او، همسرش، عزیزه، را هدف قرار میدهد تا قدر را مجبور به تسلیم شدن در برابر خود و پشت کردن به خدا سازد.
ریکو کامبایاشی و مینامی مائزونو که در دانشگاه با هم آشنا شده بودند، عاشق هم شدند و زندگی مشترک خود را آغاز کردند. ریکو بعد از ازدواج و به پشتوانه حمایتهای مینامی توانست به نویسندهای پرفروش تبدیل شود، اما مینامی نتوانست به آرزوی خود برای خوانندگی دست یابد. روزی، یک حرف نسنجیده از ریکو، رابطه آنها را به نقطه فروپاشی رساند و به یک مشاجره شدید منجر شد. صبح روز بعد، ریکو بیدار میشود و...
گروهی در حال فرار از افراد اورهان، در الازیغ گیر افتاده و در مزرعه مرتضی آقای ظالم و خسیس مشغول به کار میشوند. پس از دریافت تماس اضطراری از همسر عبدی، آنها مجبور میشوند با عجله به سمت کاستامونو فرار کنند. در هنگام فرار، این گروه پولهای مرتضی آقا را میدزدند و دخترش را میربایند.
فیلم «کوستَبِکگیلَّر: نگهبانان بذر اجدادی» دربارهی گروهی است که برای نجات سرزمینشان از خطر بحران غذا مبارزه میکنند. دلیل این بحران، نابودی بذرهای ارگانیک و بومی به دست پروفسور علی جنگیز کاپکارا است. این گروه با کمک دو انسان به نامهای دنیز و آردا، مأموریت دارند تا آخرین بذر باقیمانده را از چنگ این پروفسور شرور پس بگیرند.
دو دختر با موتورسیکلت، ژاپنِ پساآخرالزمانی را میگردند، از بناهای متروک عکس میگیرند و در شهرهای پوشیده از گیاه کمپ میزنند. بدون هیچ ترافیک یا قانونی، آنها با راندن موتورهای Serow خود در خیابانهای خالی، آزادی را پیدا میکنند.
دو هنرمند، که هر یک از دنیایی متفاوت آمدهاند، از طریق موسیقی به نقطهی اشتراکی میرسند و با یکدیگر هماهنگ میشوند. اما هرچه احساسات آنها عمیقتر میشود، تفاوت سنی و شرایط موجود در زندگیشان، این ارتباط عمیق و انکارناپذیر را با دشواریهایی روبرو میسازد.