همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
پرستار جوانی که در گذشته خشونت خانوادگی را تجربه کرده، شیفت شب خود را در بیمارستانی کوچک آغاز میکند. او در این شیفت با شبحی از یک پرستار روبرو میشود که افرادی را که به قوانینش پایبند نیستند، مجازات میکند.
داستان مرسدس گلیزه، اولین زن بریتانیایی که توانست کانال مانش را شنا کند، بسیار الهامبخش است. او نه تنها با آبهای سرد و خشن کانال مانش جنگید، بلکه در مقابل جامعه سرکوبگر دهه ۱۹۲۰ انگلستان نیز ایستادگی کرد. این روایت، شجاعت و پشتکار او را در غلبه بر موانع طبیعی و اجتماعی به تصویر میکشد.
این داستان که در سال ۱۸۶۴ در نیوزلند اتفاق میافتد، به شرح درگیری مهمی از اولین جنگهای زمینی این کشور میپردازد؛ نبردی که میان مائوریها و سربازان مستعمراتی علیه شرایط ناممکن درگرفت.
فلیسیانو، پسر هشتسالهای که در پرورش آلپاکا فعالیت میکند، از خوشحالی در پوست خود نمیگنجد؛ چرا که تیم ملی پرو این شانس را یافته است تا جواز حضور در مسابقات جام جهانی را کسب کند. اما همزمان، دسیسههای یک شرکت معدنی، آرامش و بقای روستای او را تهدید میکند.
دو خواهر نوجوان که قصد ترک کشورشان را دارند، در آستانه این سفر مهم، پدرشان را پیدا میکنند. این دیدار غیرمنتظره، هم به درد و رنج آنها میافزاید و هم به آنها آرامش میدهد.
سه دوستی که در یک ساختمان در بمبئی بزرگ شدهاند، به شیوههای متفاوتی تحت تأثیر پیدا شدن یک جسد در ۲۰۰ کیلومتری آنها در یک دریاچه قرار میگیرند. در حالی که برای حفظ دوستیشان میجنگند، نمیتوانند از حقیقت تلخی که به سرعت به سمتشان میآید فرار کنند.
یونگ اون، مربی شنا، به همراه دختر هفت سالهاش، سو هیون، تنها زندگی میکند. سو هیون تمایلات خشونتآمیز فزایندهای از خود نشان میدهد که در حال خارج شدن از کنترل است. بیست سال بعد، شخصیتهای جدیدی به نامهای مین و هه یونگ وارد داستان میشوند که به پروندههای مرگهای انفرادی رسیدگی میکنند و...
سه دوست دوران کودکی، آکی، ریو و یوتا که در یک جزیره بزرگ شدهاند، در ۲۰ سالگی تصمیم میگیرند در تاکادانوبابا، توکیو، زندگی مشترکی را آغاز کنند. اگرچه محیطهای کاری و تحصیلی آنها با یکدیگر متفاوت است ، اما این سه نفر همیشه با هم در ارتباطند.
جیمی برای زنده نگه داشتن کافه ۴۰۴ فراموش شده میجنگد. یک کیف اسرارآمیز فرصتی برای نجات فراهم میکند، اما با هزینهای گزاف – حرص، جنایتکاران و پلیس به سرعت وضعیت را از کنترل خارج کرده و همه چیز را در اطرافشان تهدید میکنند.
پس از مرگ دوستشان، گروهی از جوانان عجیب و غریب به ویلایی در حومه لندن برده میشوند، اما به نظر میرسد یک موجود مرموز آنها را تا محل اقامت لوکسشان دنبال کرده است.
نور، دختری ۲۷ ساله، به طور غیرقانونی به شهر مارسی مهاجرت کرده است. او در این شهر با دوستانی که زندگیهای حاشیهای دارند، از راه جرمهای کوچک امرار معاش میکند و اوقات خود را با شرکت در مهمانیهای پرشور میگذراند.
داستان سه زوج را روایت میکند. این زوجها بدون اطلاع از یکدیگر، یک خانه مشترک را برای تعطیلات تابستانی خانوادگی خود اجاره میکنند. همین موضوع باعث میشود که تعطیلات تابستانی آنها به تجربهای خندهدار و پر از چالشهای مربوط به مدارا و تحمل یکدیگر تبدیل شود.
شب پیش از سفر کلر رینولدز به پاریس، او با غریبهای مرموز و خوشسیما روبهرو میشود. این آخرین خاطرهای است که از آن شب دارد، زیرا صبح روز بعد در هواپیپی بیدار میشود، در حالی که هیچ چیز از وقایع پس از آن به یاد نمیآورد.
هنگامی که یک زن استرالیایی در اوج دوران کاری خود در لندن بود، بیماری اماس در او تشخیص داده شد. پس از این اتفاق و از دست دادن شغلش و همچنین فوت همسرش، او با سه پسر خود به خانه بازگشت. در آنجا، دیداری ناگهانی با عشق دوران کودکیاش، مسیر زندگی او را دگرگون میکند.
یک گروه چهار نفره از دوستان، با هواپیمایی پر از عنکبوتهای کشنده و سمی روبرو میشوند که به طور تصادفی توسط یک دانشمند دیوانه روسی آزاد شدهاند و به همه سرنشینان پرواز ۷۴۷ از انگلستان به کلمبیا حمله میکنند.
نوار ویدیویی فرستاده شده از مادر کیتا، از ناپدید شدن برادرش خبر میدهد. این اتفاق، کیتا را ترغیب میکند تا به کوهی مرموز برود و با این ماجرا روبرو شود.