همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
داستان دربارهی یک دختر پولدار است که در ازای پول، پیشنهاد زندگی یک هفتهای با یک مرد ثروتمند را میپذیرد. اما او در خانهی او با رازهای تاریک و خطرناکی روبرو میشود.
ساپفو و بریتومارتیس، دو زن افسانهای، در کنار دریا با هم ملاقات میکنند. هر دو به دلایلی ناگزیر به آب پناه بردهاند و حالا در کنار هم، به تأمل دربارهی عشق و دلشکستگی میپردازند.
یک سفر قارچی، الیوت آزاده را با خود 39 ساله اش روبرو می کند. اما زمانی که "الاغ پیر" الیوت هشدارهایی را به جوان ترش می دهد، الیوت متوجه می شود که باید در مورد خانواده، زندگی و عشق خود تجدید نظر کند.
دوست پسر جاس به دلیل کسل کننده بودن از او جدا می شود. برای اینکه به او ثابت کند اشتباه می کند، و فقط برای ادامه همراهی با او، قبول می کند که دوست او باشد.
این یک داستان عاشقانه بامزه، تلخ و غیرمعمول است؛ روایتی از دو شخص که در مرز زندگی قرار دارند. آنها از طریق ارتباطی غیرمنتظره، هدف و عشقی را مییابند و از تاریکی میگریزند تا به سوی نور حرکت کنند.
نائومی پس از مرگ فرزندش افسرده میشود و شوهرش از او دور میشود. شوهرش برای احیای زندگی مشترکشان، او را به بیرون دعوت میکند و با زن مرموزی آشنا میشوند. نائومی در نهایت در یک رابطه چندگانه دروغین گرفتار میشود.
هاکان براکان برای داشتن حیوان خانگی باید مسئولیتپذیری خود را ثابت کند. او در اردوی پیشاهنگی با دزدان و یک نقشه گنج روبرو میشود که او را به غارهای خطرناک میکشاند.
معلم اهل بروکسل، آمال، با وجود خطرات، اشتیاق دانشآموزان را برای مطالعه و آزادی بیان تشویق میکند. رویکرد جسورانه او بر دانشآموزان و خانوادهها تأثیر میگذارد.
مادر و دختران برای ادای احترام به پدر فوت شدهشان، در مسابقه ماراتن شرکت میکنند، اما عدم آمادگی آنها، چالشهای زیادی را برایشان به همراه دارد و روابطشان را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
زمانی که رومینا از خیانت همسرش باخبر میشود، برای حل مشکل به سراغ رمال شهر میرود و از او معجون عشق میگیرد. اما به نظر میرسد این معجون روی همه به جز همسرش اثر میگذارد.
بعد از اینکه مالکوم از سرنیتی خواستگاری میکند، سرنیتی او را برای تعطیلات به خانهشان میبرد تا با خانوادهاش آشنا شود. فضای جشن و تعطیلات برقرار است، تا اینکه آنها متوجه میشوند دنزل، دوستپسر سابق سرنیتی، پس از آتشسوزی خانهاش، با خانواده او زندگی میکند. رقابتی بین مالکوم و دنزل شکل میگیرد که در نهایت به یک نبرد هوشمندانه و خندهدار در طول تعطیلات آخر هفته منجر میشود.