همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
داستان جنایتی که یک کشور را فلج کرد: روایت نوجوانی که در شرایطی نامعلوم، دوست پسر خود را به قتل رساند. این داستان براساس یک رویداد واقعی نوشته شده است.
ابیگِیل که از مرگ پدرش غمگین است، احساس انزوا میکند. زندگی مت (Matt) با بازگشت برادرش مختل میشود. مسیرهای آنها به هم میرسند و سفرهای آنها را به شکلی غمانگیز شکل میدهند. این داستانی است که بر محور شخصیتها میچرخد و به کاوش فقدان و آشفتگی میپردازد.
پی. دیدی، غول موسیقی رپ، با مجموعهای از شکایات و اتهامات جدی روبرو شده است. وبسایت تیامزی با شاهدان عینی این پرونده مصاحبه کرده و روایتهای تکاندهندهای را منتشر کرده است.
روشهای پیشرو و انسانی فانون در بیمارستان بلیدا با انتقادهای زیادی روبهرو میشود. نوع رفتار دلسوزانه او با بیماران، خشم کارکنان را برمیانگیزد. در این میان، رمضان، یکی از اعضای جبهه آزادیبخش ملی (FLN)، فانون را جذب میکند. پس از آن، او و همسرش، جوزی، به مبارزات استقلال الجزایر میپیوندند.
داستان از دوستی دو دختر جوان در سرزمین اوز آغاز میشود؛ یکی به دلیل ظاهر متفاوتش مورد آزار و اذیت قرار میگیرد و دیگری محبوب همه است. اما پس از رویدادی مهم، دوستی آنها به چالش کشیده میشود.
داستان درباره تغییرات عمیق زندگی یک مهاجر آمریکایی و یک کارگر ژاپنی-آمریکایی است که در مناطق روستایی ژاپن زندگی میکنند. این تغییرات در سه روز و به واسطه یک رابطه عاشقانه غیرمنتظره رخ میدهد.
نگهبان انبار استل اجازه قمار غیرقانونی را برای رشوه می دهد. ورود مریل سرباز جدید موقعیت استل را تهدید می کند و از نادیده گرفتن فعالیت های غیرقانونی سود می برد.
گلن، جوانی با انگیزه انتقام، با فریب دادن زنان خانواده، نقشه پیچیدهای را میچیند. اما سرنوشت به گونهای دیگر رقم میخورد و او با اتفاقی غیرمنتظره روبرو میشود.
تری میلر، ناپدری سابق که از زندان فرار کرده، به همراه پسرخواندهی سابقش، کایل، برای فرار از قانون و ممانعت از ازدواج مادر کایل با مردی جدید، مجبور به همکاری میشوند.
سه سال بعد، آنتونیو و لوکا دوباره همدیگر را میبینند. آنتونیو که یک شیرینیپز موفق شده، هنوز هم عاشق لوکا است، اما لوکا اکنون با تانکرادی نامزد کرده است. آنتونیو مطمئن است که سرنوشت آنها را دوباره به هم رسانده تا به یکدیگر کمک کنند.
سوفی، یک دختر جوان کالیفرنیایی که در تعطیلات خود با خواهرش به ایتالیا سفر می کند، با جولیو و گروهی از دوستانش آشنا می شود که با آنها وحشتناک ترین شب زندگی خود را سپری می کند.