همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
فرانکی، دانشآموز یک مدرسه شبانهروزی در سوئیس، پس از قتل یکی از همکلاسیهایش، خود را در مظان اتهام میبیند. او برای رهایی از این اتهام، تلاش میکند تا بیگناهی خود را ثابت کند.
ریس، یک موسیقیدان بیاعتبار، با طرفدار خود، ایوا، که دچار اختلال روانی است، دوست میشود. با شدت گرفتن بیماری ایوا، ریس که در حصر خانگی است، در موقعیت خطرناکی قرار میگیرد.
«دِو»، صاحب باغها و املاکی گسترده است. پس از کشف درختان سوخته، به کارگران خود و عشایری که در آن نزدیکی زندگی میکنند، مشکوک میشود. با وجود استخدام نگهبانان شبانه، آتشسوزی بزرگی در دامنه کوه رخ میدهد. دِو برای پیدا کردن مقصر به راهحلهای خشونتآمیز روی میآورد.
یک سرآشپز معروف درست پیش از دریافت سومین ستاره میشلن خود، ناپدید میشود. کلارا، دخترش، اداره رستوران را به دست میگیرد و پس از دو سال، برای یک کنگره آشپزی به تایوان دعوت میشود.
صنعت موسیقی، صحنه نبردی است که کونگمینگ، استراتژیست باستانی چینی، در آن ناگهان خود را در ژاپن مدرن مییابد. او با به کارگیری راهبردهای نظامی، تلاش میکند دوست جدیدش، آیکو را به ستارهای درخشان در دنیای موسیقی تبدیل کند. این دو با همکاری هم، قصد دارند قلب تپنده تفریحات شبانه، یعنی محله شیبویا را به تسخیر خود درآورند.
در شب هالووین، سه نوجوان در یک شهر کوچک با متحد شدن، به مبارزه با جادوگرهایی میپردازند که برای حمله به زمین آمدهاند و با فرستادن آنها به جای اصلیشان، شهر را نجات میدهند.
پس از مدتی دوری، اولوی و جواهر به دلیل درگیر شدن اولوی در پروندهای جنایی، دوباره به یکدیگر میپیوندند. جواهر برای یافتن قاتلانی که در روستا مرتکب قتل شده و اولوی را —که حتی قصابی هم بلد نیست— به اشتباه متهم کردهاند، دست به کار میشود.
دونگهو، گیاهشناس بازنشسته، در گلخانهاش تنها زندگی میکند تا اینکه با بوم، دختربچهای ۱۲ ساله، آشنا میشود. بین آنها رابطهای دوستانه شکل میگیرد، اما بوم ناگهان ناپدید شده و دونگهو را نگران میکند. دونگهو پس از چند روز انتظار، برای پیدا کردن بوم سفر خود را آغاز میکند.
سو-یونِ ۱۳ ساله پس از مرگ مادربزرگش تنها میماند. او که در صورت عدم یافتن سرپرست، باید به مرکزی برای نگهداری از کودکان سپرده شود، زوجی را میبیند که توجهش را جلب میکنند. این زوج در حال به فرزندی پذیرفتن دختر هفت سالهای به نام سون-یول هستند و بسیار خوشحال به نظر میرسند. سو-یون سعی میکند به سون-یول نزدیک شود، اما متوجه رفتارهای مشکوکی از او میشود.
کیم جونگ-مین، نویسنده رمانهای عاشقانه، برای یافتن الهام به اوکیناوا سفر میکند و در آنجا به طور اتفاقی با همنام خود، کیم جونگ-مین، که یک هنرمند وبتون است، آشنا میشود. با وجود تفاوتهای شخصیتی، مسیر آنها در این سفر غیرمنتظره به هم گره میخورد و داستانی عاشقانه را شکل میدهد که زندگی هر دو را تغییر میدهد.
در بحبوحه هرج و مرج جنگ جهانی اول، پدری که سوگوار از دست دادن عزیزی است، به قهرمانی برمیخیزد. او در حالی که با گروهی از روستاییان از دست دشمنی بیرحم و انتقامجو میگریزد، آنها را به سوی مکانی امن هدایت میکند.
آثار با آرا آشنا میشود و این آشنایی تأثیر مثبتی بر او میگذارد و باعث میشود که او به انسان بهتری تبدیل شود. با این حال، هر دوی آنها هنوز در ابتدای جوانی خود هستند و لازم است که برای دستیابی به اهداف و آرزوهایشان تلاش کنند.
در سومین قسمت از مجموعه «قصابها»، سه زن طعمه یک قاتل بیرحم میشوند که قربانیانش را در ون شخصیاش به قتل میرساند و اعضای بدن آنها را تکهتکه میکند. از سوی دیگر، یک کلانتر هوشمند در تلاش است با کنار هم قرار دادن سرنخهای باقیمانده، قاتل را پیدا کند.