همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
دانشآموز دبیرستانی به نام اینیونگ پس از فوت والدینش و بیخانمان شدن، در گروه رقص کرهای پنهان میشود و در آنجا توسط مدیر گروه کشف شده و به ناچار با او همخانه میگردد.
اِمِلیا به طور اتفاقی یک ماهی جادویی را صید میکند که توانایی برآورده کردن سه آرزو را دارد. او دو آرزوی اولش را بیهوده هدر میدهد و حالا برای به دست آوردن دل شاهزاده خانم آنفیسا، باید از آرزوی سومش استفاده کند. اما پیش از اینکه فرصت آرزو کردن پیدا کند، ماهی جادویی به شکل انسانی به نام واسیلیاسا در میآید و به او کمک میکند تا به هدفش برسد.
این داستان توضیح میدهد که چگونه کتاب «میشل به یاد میآورد»، که خاطرات یک روانپزشک و بیمارش است، موجب آغاز «وحشت شیطانی» در دهه ۱۹۸۰ شد. در این کتاب، با استفاده از روش «درمان بازیابی حافظه» ادعا شده بود که میشل توسط شیطانپرستان بچهدزد ربوده شده است.
هانتر دان، شوهری مهربان و پدری دلسوز است. اما پس از یک حمله وحشیانه در یک عصر پاییزی، دنیای او زیر و رو میشود؛ دنیایی پر از کابوس و توهم، که به یک درگیری وحشتناک در شب هالووین ختم میشود.
پدر جوانی، در آپارتمان اجارهای خود که مهمان قبلیاش در آن خودکشی کرده، جعبهای مرموز پیدا میکند. پس از آن، توسط نیرویی شیطانی تسخیر میشود که زندگیاش را به نابودی میکشاند.
تنها بازمانده یک قتلعام وحشیانه، باید با گروهی از پلیسهای تازهکار و خلافکاران همراه شود تا از یک پاسگاه پلیس در برابر هجوم هیولاهای بینبُعدی دفاع کند.
یک دهه پس از شروع همهگیری زامبیها، گروهی از نجاتیافتگان در جامعهای واقع در یک جزیره گرمسیری، پناهگاهی پیدا میکنند. اما در آنجا با فرقهای مواجه میشوند که زامبیها را میپرستد و نقشه دارد بر دنیای پس از آخرالزمان چیره شود.
در سال ۱۹۵۸ و در دوران جنگ سرد، دو دانشمند با دو ایدئولوژی و دو جهانبینی متفاوت، در انستیتوی علمی وینچا واقع در نزدیکی بلگراد، رقابتی را برای بقا آغاز کردند.
یک فعال سیاسی سابق که سالهاست فراری است، در حالی که به عنوان بارمن کار میکند، با گذشتهاش روبهرو میشود؛ زمانی که یک فرد ناشناس و مسلح برای انتقامجویی به سراغ او میآید.
پس از وقایع قسمت اول، ساین برای یافتن سرنخ جدیدی در ماموریت خود علیه آکتائون، سازمان چند ملیتی که مسئول مرگ غم انگیز خانواده اش و تخریب اکوسیستم های شیلی است، به بیابان آتاکاما می رسد...
ده زن ربوده شده از یک اقامتگاه، پس از ربوده شدن توسط یک گروه بیرحم، تلاش میکنند فرار کنند. یک پرستار و یک فروشنده در صحرا در طی یک طرح فرار جسورانه، رهبری مبارزه برای بقا در برابر قاچاقچیان را بر عهده میگیرند.
یک راننده بعد از نجات جان یک پیشخدمت از دست همسر سابقش، به رانندگی ادامه میدهد اما در کولاک شدید تصادف میکند. او که مجروح شده و در درهای گرفتار شده، متوجه تعقیب شدن توسط یک حیوان وحشی میشود. راننده با کمبود زمان، برای زنده ماندن در برابر سرما و شکارچی باید راهی پیدا کند.