همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
«انجلی» (کاجول) در دوران کالج عاشق بهترین دوستش، راهول (شاهرخ خان) بود، اما راهول از ابتدا به «تینا» (رانی) علاقه داشت. سال ها بعد در حالی که تینا فوت کرده است، دختر هشت ساله اش قصد دارد انجلی و پدرش راهول را به هم برساند...
ادی 83 ساله باور دارد که هیچوقت دیر نیست. او یک کیف اردویی قدیمی را بار میکند، زندگیاش را پشت سر میگذارد و سفری را آغاز میکند که قبلا هرگز نتوانسته بود. او از کوه با ابهت سولون در اسکاتلند بالا میرود و…
دو افسر خوش قلب و میهن پرستی به طور ناگهانی در معرض خطر قرار میگیرند. سرپرست سرهنگ ابشی سینگ اعتقاد کامل به نظام کشور دارد، در حالیکه جورج جی باکسی به علت نگرانی اخیر در نظارت، متفاوت فکر می کند ...
زندگی دختری جدی و زمخت بنام «ناینا» (پریتی زینتا)، با آمدن همسایهی جدیدی بنام «آمان» (شاهرخ خان) تغییر می کند، مردی که به او روش جدیدی برای زندگی کردن یاد می دهد...
"وانگ فی هونگ" که اکنون مدرسه کنگ فوی خود را دارد، در پی زیاد شدن شاگردانش به مشکل کمبود مکان برمی خورد. دو تن از همراهانش به توافقی با مالک یک ملک متروکه می رسند. اما مدرسه جدید او در کار مکانی است که برای او قابل قبول نیست و...
«تاکور» (کمار)، پليسي بازنشسته که «جبار سينگ» (خان) خانواده اش را قتل عام کرده و دست هاي خودش را بريده است، دو ماجراجو، «ويرو» (دهارمندرا) و «جايديو» (باچان)، را به کار مي گيرد تا تبهکار مخوف را بيابند...
رئیس یک گروه حرفه ای مواد مخدر به زندان می افتد. یک مرد تنها و مرموز جای او را می گیرد. رئیس قبلی در زندان با ستاد مبارزه با مواد مخدر همکاری می کند تا از این طریق رئیس جدید را شکست دهد..
یک رزمی کار جوان باید میان احترام گذاشتن به خواسته پدر صلح جویش, و یا درگیر شدن با خارجی هایی که منابع با ارزشی را از مردمش می دزدند، یکی را انتخاب کند...
«اندرو وايک» (کین)، نويسنده ي موفق داستان هاي هیجانی ، با صحنه سازي جريان يک سرقت از جواهرات همسرش «مارگريت» را طوري ترتيب مي دهد تا محبوب او، «ميلو تيندل» (لو) را به قتل برساند. اما پس از اين که «بازرس داپلر» از راه مي رسد، «اندرو» ادعا می کند که اين يک بازي براي تحقير «ميلو» بوده و گلوله ها قلابي بوده اند...
«چون وانگ» (چان) عضو سابق گارد سلطنتي چين و کلانتر فعلي کارسن سيتي باخبر مي شود که پدرش به دست راهزنان به قتل رسيده و قاتل ها به لندن گريخته اند. حالا «وانگ» هم راه سارق قطار و هم کار سابقش، «روي اوبانن» (ويلسن)، به لندن مي روند تا جنايتکاران را به دام بيندازند. خيلي زود اين دو با خواهر «وانگ»، «لين» (وونگ) ملاقات مي کنند که مهارتش در ورزش هاي رزمي دست کم از برادرش ندارد...
مربي تيم فوتبال فرانسه به قتل رسيده و الماس معروف پلنگ صورتي اش به سرقت رفته است. «دريفوس» (کلاين)، رئيس «کارآگاه کلوزو» (مارتين)، فرصت را مناسب مي بيند تا به شهرت و اعتبار برسد، به خصوص اگر بتواند پرونده را از دست «کلوزو» - که تازه ارتقاي درجه گرفته - در بياورد و خودش آن را حل و فصل کند...