همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
هوسونگ، خلافکار سابق، پس از آزادی از زندان و پیوستن به خانوادهاش، برای شروع کسبوکاری جدید به پول نیاز پیدا میکند. او تصمیم میگیرد در مراسم خاکسپاری پدرش، سرمایه لازم را فراهم کند، اما برنامههایش با مشکل مواجه میشوند.
سوکیانگ، دختری علاقهمند به شنا، پس از آمدن به روستا، با وو-جوی اسرارآمیز آشنا میشود. پس از آنکه وو-جو او را از خطر غرق شدن نجات میدهد، پیوند عمیقی بین آنها شکل میگیرد. با این حال، مسیر زندگیشان از هم جدا میشود
زی، ملقب به "ملکه مرگ"، قاتلی بیرحم و مزدور است که شهرت او زبانزد خاص و عام است. اما زمانی که از به قتل رساندن زنی نابینا سر باز میزند، در گردابی از شکار و تعقیب گرفتار میشود. همکاران جنایتکارش برای انتقام به دنبال او هستند و یک کارآگاه مصمم نیز در پی دستگیری اوست.
جین او، یک دانشآموز دبیرستانی، به همراه دوستانش درگیر دوران بلوغ است. همه آنها به سون آ (Kim Da Hyun عضو گروه Twice)، دختر باهوش و زیبای دبیرستان علاقه دارند. با وجود تفاوتهای زیاد، جین او و سون آ جذب یکدیگر میشوند و رابطهای میانشان شکل میگیرد.
این داستان درباره کیم دهگون است؛ جوانی کرهای که پس از تعمید توسط یک کشیش فرانسوی، برای تحصیل در رشته الهیات برگزیده میشود. او به همراه دو نفر دیگر راهی ماکائو میشود تا به عنوان اولین کشیش متولد کره به مقام روحانیت برسد.
گروهی از دختران سال آخر دبیرستان به یک افسانه ارواح در مدرسه پی میبرند که بر اساس آن، اگر آنها در شب سالگرد تأسیس مدرسه موفق به انجام بازی قایمباشک ارواح شوند، نمره کامل امتحان ورودی دانشگاه را کسب خواهند کرد.
ورزشکاری که بیناییاش را از دست داده، ناگزیر است به برادرِ ازخودبیگانهاش متوسل شود؛ برادری که شاید او را دستاویزی برای رهایی از بندِ زندان قرار داده باشد. این دو برادر که هیچگاه صمیمی نبودهاند...
جونگ سئو در آستانه ازدواج، یک آپارتمان برنده میشود. برای پرداخت پیشپرداخت، به پدرش که مادرش را بدون نفقه طلاق داده، مراجعه میکند. دیدار با خانواده جدید پدر، به دلیل تفاوت خواستهها، آشوب به پا میکند و جونگ سئو را با خواستههای واقعی خود و دیگران روبرو میسازد.
سوا، یک دختر شش ساله، در یک آپارتمان استودیویی با یک سیم آهنی که دور کمرش پیچیده شده، گیر افتاده است. با این حال، او به دلیل اختلالی ناشی از بدرفتاری گریه نمیکند. در حالی که سوا از گرسنگی در حال مرگ است، عمهاش سون-ایم به موقع برای ملاقات و نجات او میرسد. سون-ایم از طریق گفتههای یک همسایه متوجه میشود که مادر سوا بیش از ۱۰ روز است که برنگشته است. سون-ایم تصمیم میگیرد تنها خواهرزادهاش را از دست مادرش نجات دهد.
اثر حاضر، روایتگر داستان واقعی دلاوریهای مردان گبی بزرگ است که ضمن دفاع از آرامش کشورشان، به یاری یک خانواده جنوبی شتافته و زندگی خود را در این راه فدا کردند.
این فیلم، امید را همچون گلبرگهایی که در میان دشواریهای پیش روی یک مادر و پسر میرویند، به تصویر میکشد. این مادر و پسر در ظاهر افرادی عادی هستند، اما برای یکدیگر بسیار ویژه و بینظیرند.
پیانیستی که به دلیل آسیب دیدگی از نوازندگی بازمانده، در یک دانشگاه موسیقی کرهای با زنی مرموز آشنا میشود. این زن به او انگیزه میدهد تا دوباره موسیقی را دنبال کند و در این راه، رازی درباره تغییر زمان کشف میکند.
در یک خانهی قدیمی چندخانواری به نام «ویلای وون جونگ»، جو-هیون بیخیالانه برگه تبلیغاتی یک کلیسای فرقهای را که اتفاقی گرفته بود، در صندوق پستی شین-هه میاندازد. شین-هه کمکم خود را وقف این کلیسا میکند و با شور و حرارت همسایههایش را برای درمان پسر بیمارش به این کلیسا دعوت میکند.
نوجوانی به نام یونگ-جه که از طریق فروش غیرقانونی اسپرم یک پزشک به دنیا آمده، او را مسئول نقصهای خود دانسته و خواستار جبران خسارت میشود. پزشک، چی-سونگ، با وجود اختلاف، احساس نزدیکی به او میکند. با ورود پدر یونگ-جه، دونگ-سوک، روابط بین این سه نفر متشنج میشود.
جیاه، که زندگی پرباری دارد و همواره به دیگران کمک میکند، به دلیل کمبود وقت برای خود و احساس فرسودگی، با یک ماشین کروک اجارهای به تعطیلات میرود تا از مشکلاتش دور شود.
دو-هیون تحت فشار شدید انتظارات مادرش، برای ورود به یک مدرسه معتبر در سئول، مدارک جعلی تهیه میکند. این کار او، جرقهای برای یک هدف بزرگتر میشود: تسلط بر سیستمی که قبلاً او را نادیده گرفته بود...