همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
کوبرا در حال آماده شدن برای عروسی خود، توسط زندگی های ناشناس تسخیر می شود. برای درمان کوبرا، یک روانپزشک به نام ابرو در راه است. ابرو همچنین دوست قدیمی کوبرا است. ابرو با یک جن گیر همکاری می کرد تا کوبرا را نجات دهد...
اسرا که برای یک شرکت لجستیک کار میکند، با بهترین دوستش دیدم در یک خانه زندگی میکنند. او در عروسی دوست صمیمی دیگرش زینب متوجه میشود که زندگیای را پیش میبرده که هرگز نمیخواسته است. او تصمیم میگیرد از روز بعد زندگی جدیدی را آغاز کند و شغلش را ترک میکند و از دوست پسرش جدا میشود.
علی، یک مرد رمانتیک ناآرام و ادا، یک هنرمند ، در شهرهای بندری صنعتی ترکیه وارد ماجراجویی میشوند، به این امید که با یافتن کشتیای که علی تنها در رویاهایش دیده، از روال خفقانآور زندگی روزمره خود فرار کنند...
شاهزاده بیزانسی پدر کارا مورات را می کشد و برادرش را می رباید تا او را به عنوان شوالیه سیاه برای مبارزه با ترک ها تربیت کند. سالها بعد، کارا مورات باید در ماموریتی برای نجات کاراجا پاشا ربوده شده روملیا با دشمن بدنام روبرو شود.
یک پسر یازده ساله و یک سگ جنگندهی فرسوده، پس از اینکه پسر، سگ را زخمی در گودالی پیدا میکند که رها شده تا بمیرد، رابطهی عمیقی بین آنها برقرار میشود.
در سال 2015، اسامه المحسن و پسرش قربانی سفر یک خبرنگار تلویزیونی در مرز مجارستان در فرار ناامیدانه خود از سوریه در حال جنگ شدند. دوربین ها با رسوایی افکار عمومی این لحظه را شکار کردند...
"چیچک دختری است که در یک روستای کوچک بزرگ شده است. او سوالات زیادی در مورد زندگی خود دارد که هیچ پاسخی برای آنها ندارد. و سپس زندگی او توسط دوغان، معلم ادبیاتش، تغییر میکند."
چهار دوست آزاد شده مشروط از زندان باید 100 متر از یکدیگر دور باشند. اما در این زمان آنها نمی توانند از یکدیگر دور بمانند و برای ماجراجویی جدید گرد هم می آیند...
سومرو در دانشگاهی در استانبول در حال انجام تحقیقات موسیقی است. برای کار بر روی پایان نامه خود در جمع آوری و ضبط مجموعه ای جامع از مرثیه های آناتولی، او برای چند ماه عازم جنوب شرق کشور می شود. این سفر کوتاه طولانی ترین سفر زندگی او می شود ...
یوسف، یتیمی است که توسط صلاحالدین بیگ، فرماندار ایدهآلیستی یک منطقه، به فرزندی پذیرفته میشود. یوسف عاشق معزز، دختر صلاحالدین بیگ میشود. اما وقتی شاهیر، پسر حِلْمی بیگ، قصد ازدواج با معزز را میکند، بین او و یوسف اختلاف بزرگی ایجاد میشود.
داستان درباره زنی به نام لیا است که به دنبال خواهرزاده گمشدهاش به استانبول میرود. در این سفر، او با یک وکیل مدافع حقوق آشنا میشود و پیوند عمیقی با خواهرزادهاش برقرار میکند.
داستانهای سه مرد که در پل بسفر استانبول کار میکنند، توسط خود این افراد روایت میشود، در این موزاییک که افراد واقعی زندگی و آرزوهای خود را آشکار میکنند.