همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
دو برادر فیلمساز به نامهای آندری و یانوش که رابطهی نه چندان صمیمی با یکدیگر دارند، پس از اینکه یکی از آنها بر اثر سکته مغزی فلج میشود، برادر دیگری و همسرش تصمیم به مراقبت از وی را میگیرند و…
ترس، خشم، غم، شادی، انزجار، حسادت، شرمساری. "آداس میگوینسکی" به دوران کودکی خود بازگشته است، زمانی که - مانند بسیاری از ما - با درک احساساتش مشکل داشت و...
فیلم "سوبیبور" بر اساس تاریخ قیام اردوگاه سوبیبور در خلال جنگ جهانی دوم از دید افسر شوروی الکساندر پیچسکی روایت میکند. هنگامی که او در سوبیبور بود، توانست کار غیرممکنی را انجام دهد - زندانی ها را برای شورش و فرار از آنجا سازماندهی کرد هرچند بسیاری از فراری ها بعدا گرفتار شدند و درگذشتند - بقیه به رهبری پیچسکی موفق به خلق یک حادثه تاریخی شدند.
داستان درمورد وکیل جوانی هست که در لهستان زندگی میکند و متولد برلین است او در پرونده های پناهندگی مشغول به کار است، و به طور غیر منتظره با پدرش، که میهن خود ترک کرده بود، مواجه میشود و...
این فیلم بر اساس یک داستان واقعی میباشد که از سال 1985 آغاز می شود، جایی که که دو برادر لهستانی، می خواهند از کشور کمونیستی لهستان فرار بکنند و به سوئد بروند به همین دلیل زیر یک کامیون مخفی می شوند اما سر از دانمارک در می آورند...
پس از کشته شدن یک پلیس ، رئیس پلیس آن منطقه تصمیم میگیرد تا با کمک گرفتن از افسرهای باتجربه به مبارزه به جرایم سازماندهی شده بپردازند. اما در این بین درگیریهایی بین خلافکارهای محلی پیش میآید و…
فیلمی در مورد شخصیتی به نام مومین ترول است که تصمیم دارد اینبار بیدار بماند تا زمین را در فصل زمستان ببیند اما این فصل بسیار متفاوت تر از چیزی است که در ذهن مومین میگذرد…
در سال 1994 رواندا یک متخصص ارتوپدی لهستانی یک دختر تاتسی را از مرگ حتمی نجات میدهد. پس از چند سال، هر دو آنها در سفری به آفریقا دوباره با یکدیگر ملاقات میکنند که ...
ورشو، سال 2030. شخصیت اصلی که مبتلا به آمنزیا (یادزُدودگی: گونهای از اختلالات حافظهای) است، باید همه چیز را از ابتدا شروع کند. او در یک شرکت به عنوان نظافتچی استخدام میشود. در این شرکت، او شیفته Goria میشود و سعی میکند او را به خود جذب کند...
پاول و میدکا اهل دو دنیای متفاوت اند که به طور اتفاقی باهم آشنا می شوند. پاول پسری جوان خانواده ای مرفه است که عاشق میدکا می شود، اما عشق این دو دیری نمی پاید.