همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
1 مرتبه نامزدی جایزه .اسکار. همچنین 10 جایزه و نامزد دریافت 14 جایزه دیگر.
فیلم، داستان تراژیک و حماسی دو برادر صحرانشین را در جریان جنگ بین انگلیسی ها و عثمانی ها در اوایل قرن بیستم روایت می کند. آنها با مردی انگلیسی (یادآور لارنس عربستان) همراه شده تا او را به چاه آبی که در دل صحرا و در کنار خط راه آهن قرار دارد برسانند. او ماموریت دارد که خط راه آهن را که وسیله تدارکات نظامی ترک های عثمانی است منفجر کند. کل فیلم از دریچه چشم ذیب بیان می شود، کودک شجاع بادیه نشینی که پدر و برادرش را از دست داده اما زندگی در بیابان با مردانی جنگجو، به او آموخته که چگونه برای بقا مبارزه کند و تسلیم نشود...
روژین یک زن جوان کرد-عراقی است که به زودی در کنکور دانشگاه شرکت می کند. شیلان، خواهر بزرگتر روژین که ازدواج ناموفقی داشته است، تصمیم می گیرد به هر قیمتی که شده به او کمک کند تا در کنکور قبول شود، به این امید که زندگی آزادتری به او بدهد. بنابراین، خواهران ناگزیر در یک شبکه بزرگ فساد که همه بخش های جامعه را به هم متصل می کند، گرفتار می شوند...
یک زن بیست و پنج ساله فرانسوی برای اولین بار به کره باز می گردد، کشوری که قبل از فرزندخواندگی توسط یک زوج فرانسوی در آن متولد شده بود. او تصمیم می گیرد والدین بیولوژیکی خود را پیدا کند، اما سفر او یک چرخش شگفت انگیز دارد...
مرد جوانی که به عنوان خانه دار در یک عمارت خالی کار می کند. هنگامی که صاحب آن برای شروع مبارزات انتخاباتی شهرداری خود باز می گردد، مرد جوان با وی پیوند می زند و هنگامی که کمپین وی خراب می شود از او دفاع می کند و زنجیره ای از خشونت را به راه می اندازد...
شیلی، 1976. کارمن به خانه ساحلی خود می رود. وقتی کشیش خانواده از او میخواهد که از مرد جوانی که مخفیانه به او پناه میدهد مراقبت کند، کارمن به سرزمینهای ناشناخته میرود، به دور از زندگی آرامی که به آن عادت کرده ...
در میان درختان، زنان و مردان جوانی که در فصل تابستان کار میکنند، احساسات جدیدی پیدا میکنند، معاشقه میکنند، سعی میکنند یکدیگر را درک کنند، ارتباطات عمیقتری پیدا کرده و فرار کنند...
پس از گذراندن در پشت میله های زندان، یک دزد سعی می کند کیسه ای از پول را که دفن کرده بود پس بگیرد، اما متوجه می شود که محل اختفای او اکنون یک زیارتگاه شده ...
جابر، اوساما و یوزِیر سه برادر جوان بوسنیایی هستند که در خانواده ای چوپان به دنیا آمده اند. آنها در سایه پدرشان، ابراهیم، که یک واعظ سختگیر بود، بزرگ شدند. زمانی که ابراهیم به دلیل مشارکت در جنگ و تروریسم به دو سال زندان محکوم می شود، سه برادر به حال خود رها می شوند...
دو مرد تصمیم میگیرند برای داشتن زندگی بهتر، سفری خطرناک از آفریقا به ایتالیا را آغاز کنند، اما در میانه راه درگیر خشونتی می شوند که آنها را مجبور میکند یا مبارزه کنند یا بمیرند...
یه شاعر هنرمند بنام مصطفی بدلیل تبعید شدن بهمراه دختر و خادمش راهی سفری میشود، حال این سه در این راه باید خود را از چشم مقاماتی که از سخنان مصطفی حراس دارند مخفی کنند…