همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
این فیلم به بررسی ماهیت عمیقاً متناقض عشق در زندگی خانوادگی می پردازد. دوبرین منتظر است معجزه ای رخ دهد تا دنیسا، دختر کوچکترش، از روی ویلچر بلند شود و راه برود...
این آخرین فرصت تیکاست که در روز لانی (یکی از روزهای سنتی در رومانی) یک دختر زیبا را ببوسد، زیرا امسال سن او به سن پسران ناشکفته میرسد. این سنی است که گفته میشود خداوند ذهن آن کسی را که آن را به خوبی استفاده نکرده است تا برای خودش هدفی در جهان بیابد، میگیرد...
پس از جنگ جهانی دوم، "کومیسارول مولداوی" (سرجیو نیکولائسکو، پتر فالک) سال ها به عنوان زندانی سیاسی رژیم کمونیستی گذراند. سرگرمی مورد علاقه سرهنگ روسی مسئول زندان این بود که زندانیان رولت روسی بازی کنند...
در این فیلم خاطره انگیز، واقعیت روح روشنفکرانی را که همیشه پر از دوراهی هستند، جاودانه می کند. نیکولای گیراردی میتوانست استعداد بینظیر خود در پرترهسازی را به کار گیرد و چهره بازیگران بزرگ را به فیلم بسپارد...
بخارست امروزی استرا به دنبال یک فرصت شغلی در آتلانتا است. او امید خود را به یک "مصاحبه دوست" با مایک، یک کارآفرین رومانیایی-آمریکایی می گذارد که خود را به عنوان یک خرابه سلطه گر با مسائل مربوط به خودش نشان می دهد...
فیرو دوریلیانو، 30 ساله که بیکار است، به تنهایی در آپارتمان والدین متوفی خود زندگی می کند. او برای گذر از مشکلات مالی خود سعی می کند کنترباس مادرش را بفروشد...
هنگامی که یک سرگردان جوان مجبور می شود زمستان را در یک شهر ساحلی کوچک بماند، ناخواسته کاتالیزوری برای فریب، عبور مضاعف و قتل در میان مردم محلی می شود...
هارمون یک مامور CIA/DEA در بخش مربوط به حمله های تروریـستی است. او به منظور کشف حقیقت به همراه همکار خود راهی استانبول می شود تا از حلمه ی تروریـست ها به آمـریکا جلوگیری کنند…
دو دختر جوان می خواهند شهر خود را ترک کنند و برای کار به خارج از کشور بروند. با این حال، رویاهای آنها به سرعت با حقیقت سرد واقعیت درهم می شکند و متوجه می شوند که هر رویایی باید هزینه خود را داشته باشد...
در بخارستِ پساچائوشسکو، واسیله پوتوپ، مدیر سینما، برای تأمین هزینه سقط جنین همسرش به دلیل فقر، تلاش میکند. او ابتدا از بلیتفروش جذابش، استلا، که به روسپیگری روی میآورد، کمک میخواهد. در ادامه، واسیله به فکر فروش کتاب چائوشسکو میافتد.
گروهی متشکل از پنج نفر از همکارهای کاری خود برای سفری به دلتای دانوب، بدون اینکه به همسرانشان چیزی در مورد آن بگویند ، می روند. با رفتن به ماهیگیری و شکار، شخصیت ها در خنده دارترین و مضحک ترین موقعیت ها قرار می گیرند...
یک گروه از دانشجویان نخبه در یک دانشگاه ارتدکس به دنیایی از دسیسهها، لذتها و پول وارد میشوند، اما به زودی متوجه میشوند که این نحوهی زندگی مناسب نیست...
کارگردان در تلاش برای تایید این فرضیه که پدربزرگ ارومانی او توسط برادران مشهور میلتون و ایاناکی ماناکیا عکس گرفتهاند، سفری به بالکان را از طریق رومانی، بلغارستان، مقدونیه و یونان آغاز میکند..