همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
پاریس، تابستان 1979. آن تولید کننده پورن ارزان همجنس گرایان است. وقتی لوئیس، تدوینگر و همراهش او را ترک میکند، سعی میکند با ساختن فیلمی جاهطلبانهتر با آرچیبالد پر زرق و برق، او را پس بگیرد.
زنی جوان دست به خودکشی زده و هیچ توضیحی برای همسر داغدارش به جای نمی گذارد.فیلم از طریق فلشبکها نشان می دهد آنها چگونه با یکدیگر آشنا شده،ازدواج کرده و در نهایت زن چگونه در القای شیوه زندگی خود به همسرش ناموفق می شود و...
در منطقه کامارگ فرانسه، نجمه برای کسب پیروزی در مسابقه گاوبازی محلی، تمرینات دشواری را پشت سر میگذارد. پس از اینکه در یک جشن مورد حمله گاو قرار میگیرد، متوجه تغییرات ناخوشایندی در خود میشود. انتشار خبر حضور یک گاو نر خطرناک و سرگردان، وحشت را در میان مردم محلی پراکنده میکند و به مرگ جوانان منجر میشود.
گابریل و ادریس، دوستان دوران کودکی، مسیرهای متفاوتی را در پیش گرفتهاند: اولی بازرس پلیس شد، در حالی که دومی به جرایم سازمانیافته پیوست. آنها زمانی که عشق اولشان در یک تصادف جادهای مشکوک درگیر میشود، دوباره به هم میپیوندند.
وقتی یک شرکت اسباببازیسازی مرموز از شهرت تازه کشفشدهی لاکپشتها سوءاستفاده میکند، این دو برادر سرنخها را تا نیوجرسی دنبال میکنند و در آنجا به طور اتفاقی با کشف تکاندهندهای روبرو میشوند.
یک سرباز بازنشستهی بیخانمان که مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه است، از سوی گروهبان سابقش پیشنهادی دریافت میکند: پول زیادی در ازای اینکه شکار تفریحی شود. اگر یک ماه زنده بماند، پول را نگه میدارد؛ اگر بمیرد، پول به خانوادهی ازدسترفتهاش میرسد. شکار شش ماه بعد در خارج از کشور آغاز میشود.
آملیا، دختر بچهای بلژیکی که در ژاپن زندگی میکند، زندگی را در کنار همنشینش، نیشیو-سان، میکاود. سومین سالروز تولد او، نقطهی عطفی است که آغازگر رویدادهای سرنوشتسازی میشود و درک او از دنیا را دگرگون میسازد.
آگوست ۱۹۶۵، گروه بیتلز برای کنسرتی در ورزشگاه شی که تمام بلیتهایش فروخته شده بود، وارد نیویورک شدند. جمعیت زیادی از طرفداران دیوانهوار خیابانهای منهتن را پر کردند، به این امید که بتوانند گروه را از هتلشان ببینند.
خانوادهای در مصر رومی پنهان شدهاند. پسری که با نام «پسر» شناخته میشود، به نگهبانش «نجار» شک دارد و با قدرتهای مرموزی سرکشی میکند. همانطور که او از تواناییهایش استفاده میکند، آنها با وحشتهای طبیعی و الهی روبرو میشوند.
فیث و کلی، خواهرانی که از هم جدا شدهاند، برای کریسمس در کوههای آلپ فرانسه دوباره به هم میپیوندند و اولین سفر پدربزرگشان را به یاد میآورند. آنها خواهری و عاشقانه را با راهنمای خود، فردریک، گرامی میدارند.
یک مادر مجرد به همراه دو دخترش برای افتتاح یک غرفه در بازار شبانه به تایپه نقل مکان میکنند و هر کدام با چالشهای سازگاری با محیط جدید خود روبرو میشوند و در عین حال تلاش میکنند تا وحدت خانواده را حفظ کنند.
الکس، در اواسط سی سالگی، شخصیتی کاملاً عصبی دارد. وقتی مادرش به دلیل سکته مغزی در بیمارستان بستری میشود، زندگی پسر دلسوزش از مسیر خود خارج میشود. در بیمارستان، او خود را در یک باغ وحش انسانیِ مضحک و پر از شخصیتهای غیرمنتظره و رویدادهای شگفتانگیز مییابد.
ژان، دختر یتیم پانزدهساله، از نزدیک شاهد فیلمبرداری اقتباس سینمایی قصهی پریان «ملکه برفی» میشود. او شیفتهی بازیگر نقش اصلی، یعنی کریستینا، میگردد؛ بازیگری که درست مثل شخصیتی که ایفا میکند، مرموز و اغواگر است.