همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
در این داستان دیوید و جالوت برای قرن بیست و یکم، گروهی از صاحبان خانههای مغرور اسکاتلندی با سرمایهدار مشهور دونالد ترامپ که یکی از آخرین مناطق بیابانی اسکاتلند را برای ساختن یک استراحتگاه گلف خریداری میکند، برخورد میکنند.
ظاهر فریبنده مادری به نام دیدی بلانچارد که به نظر میرسید تمام زندگیاش را صرف مراقبت از دختر بیمارش جیپسی کرده، با انتشار یک پست در فیسبوک در هم شکست. این پست، پرده از رازهای وحشتناکی برداشت و نشان داد که حقیقت ماجرا بسیار پیچیدهتر و تاریکتر از آن چیزی است که به نظر میرسد.
دِرِن با یک کلکسیونر هنری مشهور شرط بسته که میتواند یک نقاشی را درست جلوی چشمهایش بدزدد و برای این کار، تلاش میکند از افراد مسن بازنشسته (OAP) استفاده کند.
تمام خانواده با ماجراجویی سرگرمکننده سیبزمینیهای کوچک از مزرعهای ساده در آیداهو تا تبدیل شدن به یک پدیده آواز جهانی، آواز میخوانند و میخندند. با حضور مالکوم مکداول و جری باک، برنده جایزه تونی.
جیمز در ارتباط با زنان ناتوان است، اما شانس او تحت تعلیم هنرمند اغواگری به نام آمپرسند تغییر میکند. با یادگیری هنر اغواگری توسط جیمز، او به نیتهای آمپرسند شک میکند و از خود میپرسد که چه چیزی واقعاً او را در زندگی خوشحال میکند.
همسر یک سیاستمدار در یک مسافرخانه روستایی مرده پیدا میشود، جایی که او با منشی سیاستمدار، آلن، دیده شده بود. او مظنون فوری است، اما یک شاهد معتبر دارد.
این مستند به محض تکمیل شدن، مورد محکومیت و تلاش برای سانسور نهادی قرار گرفت. این فیلم نشان می دهد که چگونه یک مرد در جامعه تمامیت خواه بلغارستان کمونیستی با استفاده از مرد دیگری برای خود حرفه ای می سازد. عمو تونی در همکاری با دی.دی که از نظر سیاسی صاحب امتیاز بود، فیلم های محوری را در دهه هفتاد تولید کرد که تاریخ را تغییر داد، اما نام او ناشناخته ماند.
در روسیه، در دهه 1820 میلادی، اونگین املاک روستایی عمویش را به ارث میبرد و از شهر سن پترزبورگ به آنجا نقل مکان میکند. او با همسایهاش، لنسکی، طرح دوستی میریزد و از طریق او با دختری به نام تاتیانا آشنا میشود. تاتیانا دلباخته اونگین میگردد، اما اونگین صرفاً خواهان دوستی با اوست.