همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
پسری یتیم که از زبالهدان نجات پیدا کرده بود، به برادر بزرگترش که در حومه گوا زندگی میکردند و تحت کنترل یک باند مواد مخدر بود، بسیار وابسته شد. هر دوی آنها به ستارههای فوتبال تبدیل شدند، اما مرگ مشکوک مادر آنها تهدید کرد که آنها را از هم جدا کند.
مردی به عنوان پیک موتوری غذا کار میکند و با دنیای امتیازدهی و پاداشها دست و پنجه نرم میکند. همسر خانهدار او برای کمک به درآمد خانواده، شروع به جستجوی فرصتهای شغلی مختلف میکند. او هم از این استقلال تازه پیدا شده هیجانزده است و هم از آن میترسد.
کارن به اجبار با کسی ازدواج میکند که دوستش ندارد. همسرش همه تلاشش را میکند تا او را خوشحال کند، اما کارن همچنان به عشق قبلیاش فکر میکند. در نهایت، هر دو نفر تصمیم میگیرند که از این رابطه خارج شوند.
داستان از برخورد اتفاقی یک دختر امروزی و یک مرد سرکش در یک محیط عجیب و غریب آغاز میشود. با وجود تفاوتهایشان، این دو نفر به نکات مشترکی دربارهی زندگی پی میبرند که برایشان غافلگیرکننده است.
مانوئل برای فرار از مشکلات، به بندر میرود و در قایقی مشغول به کار میشود. اما اتفاقات غیرمنتظرهای در این سفر رخ میدهد که زندگی همه را تحت تاثیر قرار میدهد.
گلاب، از تنهایی و زندگی مجردی خسته شده بود. به توصیه دوستانش، سفری را آغاز کرد تا بتواند عشق واقعی خود را بیابد. اما سرنوشت، او را در میان دو دختر به نامهای رز و روزی قرار داد. گلاب حالا باید تصمیم سختی بگیرد؛ انتخابی که آیندهی عاشقانهاش را تعیین خواهد کرد.
بابو و یسوع، دو دوست صمیمی که قبلاً مامور تحویل بودند، حالا در نقش ماموران ویژه، ماموریتی پر از هیجان و ماجراجویی را آغاز کردهاند. آنها در این مسیر با چالشهای سخت و غیرمنتظرهای روبرو میشوند که لحظات طنزآمیز و شگفتانگیزی را برایشان رقم میزند.
داستان، روایتی است از یک انتقال جسد که به دلیل مشکلات مالی صورت میگیرد. در این داستان، تقابل بین انساندوستی و خودخواهی، موقعیتهای دشواری را رقم میزند.
داستان درباره گروهی از دوستان است که در یک شام دوستانه، ناخواسته اسرار پنهانی یکدیگر را فاش میکنند و این رویداد، روابط آنها را دستخوش تغییرات بزرگی میکند.
آروند پس از 35 سال زندگی مشترک با بیماری شدید همسرش روبهرو شد و در حالی که همسرش به دستگاههای حیاتی متصل بود، او بین امید به بهبودی و پذیرش مرگ او، بسیار آشفته و مضطرب بود.
داستان درباره جوانی است که برای حفظ راز خانوادگی تلاش میکند. او در این راه با چالشهای مختلفی روبرو میشود و اتفاقات بامزهای برایش رخ میدهد. در نهایت، این ماجرا باعث میشود که او به خانوادهاش نزدیکتر شود.
بعد از اتفاقات فیلم استری، شهر چاندری دوباره تسخیر شده است. این بار، زنان به طرز مرموزی توسط موجودی ترسناک و بیسر ربوده میشوند. یک بار دیگر، وظیفه نجات شهر و عزیزانشان بر عهده ویکی و دوستانش است.
زنی جوان و باهوش، از خانوادهای با سابقه درخشان در خدمت به وطن، در میانهی یک ماموریت حساس و سرنوشتساز قرار میگیرد. اما در این برهه از زمان، او درگیر یک توطئهی پیچیده و خطرناک میشود که نه تنها آیندهی حرفهایاش، بلکه زندگی شخصیاش را نیز به خطر میاندازد.