همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
هنگامی که یک زن متاهل، نامه ای عاشقانه که برای همسرش نوشته شده و او را به یک مهمانی دعوت کرده، پیدا می کند، برای کشف حقیقت، وارد یک ماجراجویی می شود ...
یک زوج عاشق در آستانه بیستمین سالگرد ازدواجشان، روزهای پیش رو را فیلمبرداری میکنند. اما ترس و وحشت از یک تهدید ناشناخته، عشق و تعهد آنها را به چالش میکشد...
فیلم در مورد زنی است که بعد از حمله یک قاتل سریالی دچار بیماری خاصی شده است. او نمی تواند چهره ها را به خاطر بسپارد، و با اینکه قاتل را قبلا دیده اما نمی تواند چهره اش را به یاد بیاورد و همین امر جانش را در معرض خطر قرار می دهد…..
لکس، مجری سابق تلویزیون، کریسمس را با پسرش، همسر سابقش و دوست جدیدش در یک کلبه در کوهستان می گذراند. او برای جلوگیری از تنش بین خود و همسر سابقش، داوطلب می شود در کلبه کار کند و از طریق رسانه های اجتماعی با دنبال کنندگانش در ارتباط است...
"شاون" و "گرومزیلا" به منظور آماده سازی برای یک عروسی پیش بینی نشده قبل از به دنیا آمدن بچه، به آب و آتش میزنند تا شوهر ناپدید شده "سلنا" را پیدا کنند...
دو اینفلوئنسر آنلاین موفق، زندگی خود را در شبکه های اجتماعی به نمایش می گذارند، اما یک روز، یک شمارش معکوس مرموز روی آینه های آنها ظاهر می شود که تهدید می کند رازهای پنهان آنها را فاش کند..
وزلی، پسر خوانده مدی، آرزو دارد که کریسمس با برادرش کدی، که به خانواده دیگری به فرزندخواندگی گرفته شده است، ملاقات کند. اما پدر کدی، پل، که همسرش را از دست داده است، هنوز آماده صحبت در این مورد با پسرش نیست...
کیت پس از قتل همسرش، به عنوان مظنون اصلی شناخته میشود. او با استفاده از تخصص خود در زمینه قتل، باید قاتل همسرش را پیدا کند تا بیگناهی خود را ثابت کند...
س از تصادفی سخت که زخمهایی زیادی برای او برجای گذاشت،یک تهیه کننده تلویزیون گروهی زیرزمینی را کشف می کند که نیازهای جنسی خودشان را با تصادف ارضا می کنند و …
کلویی، یک برنامهریز رویدادهای حرفهای، برای سازماندهی تولد خواهرزادهی یک سردبیر وبسایت تأثیرگذار استخدام میشود. جو فردی سرسخت است و کلویی متوجه میشود که کار با او آسان نخواهد بود...
در یک روز سرد زمستانی در سال ۱۹۴۰، ژول برای زندگی با عمویش، شهردار یک روستای مهاجرنشین در شمال کبک، به آنجا میرود. او به دلیل بیماری پوستی نادرش از مدرسه محروم میشود. از آن پس، آرزوی بزرگ او این است که درمان شود...