همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
دو معمار با یکدیگر ازدواج می کنند. زن کار خود را رها می کند و تمام وقت خود را صرف مراقبت از فرزندان خود می کند. مرد با احساس غفلت، با زن دیگری به او خیانت می کند...
بارون لوئیجی فونتانا یک تولید کننده ثروتمند و سرسخت شرابهای خوب و همچنین رئیس تیم فوتبال آماتور سریگنولا است که برای رسیدن به یک قهرمانی پیروزمندانه ، در آستانه صعود به سری C قرار دارد...
یک پسر ثروتمند و خرابکار ، دختر را باج می زند تا نامزد او شود - اگر این کار را نکند ، شرکت پدرش ورشکسته خواهد شد. پسری فقیر اما صادق که او را دوست دارد سعی می کند او را نجات دهد...
یک جانباز جنگ داخلی پس از شلیک به سرش ، فراموشی می کند. هنگامی که به زادگاه خود بازمی گردد ، می فهمد که وی را به عنوان یک متروکه اعلام کرده اند. قاضی محلی به او فرصتی می دهد تا پاکسازی کند ...
جیانی ریموندی خواننده ضعیفی است. او از فرصت استفاده می کند و یک سری کنسرت در ریودوژانیرو برگزار می کند. با این حال همه چیز آنطور که او انتظار داشت پیش نمی رود و انگیزه های واقعی برگزارکننده به زودی آشکار می شود...
بارون تورئالتا به طور مرموزی توسط یک قاتل مرموز، سیاه پوش که خود را "دیابولیکوس" می نامد، کشته می شود. پلیس مظنون است که یکی از بستگان او به خاطر میراث عظیمش مقصر قتل است، اما هر بار که قصد دارند فردی را زندانی کنند، این یکی توسط دیابولیکوس کشته می شود...
در دهه 1950 ناپل (ایتالیایی تر از خود ایتالیا) ، یک زن و شوهر با هم بودن در برابر خواست مادر شوهر تلاش می کنند. در پایان ، نه تنها آنها با هم خواهند بود ، بلکه .....
یک کاپیتان آلمانی و یک کاپیتان آمریکایی در طول جنگ جهانی دوم به یکدیگر کمک می کنند تا در صحرای آفریقای شمالی زنده بمانند. آنها یک سال بعد در جریان عملیات جنگی در فرانسه دوباره با هم ملاقات می کنند...
دوک گاگالیاردو دلا فورکولتا ، بی پول و متخصص در مسابقات اتومبیلرانی ، متوجه می شود که یک دختر به نام اما مارینی دارد. شغل او در بار آرورا است. دوک تصمیم می گیرد در لاسیا شرکت کند ...
راهبه ای که در یک زندان زنان خدمت می کند به یکی از زندانیان درباره گذشته آشفته خود به عنوان خواننده کاباره، مادر مجرد و قاتل محکوم شده اعتراف می کند...
یک خواننده جوان که در ناپل به خدمت سربازی می رود، عاشق یک دختر ثروتمند شیک می شود و عشق واقعی خود را فراموش می کند: دختر سرهنگش. آیا او به او برمی گردد؟...
روایت فدریکو، دوستش لورا و پسر عمویش، کاترینا که سه جوان امیدوار هستند که با یک پیوند دوستی عالی و نا گسستنی، متحد شده اند. این سه نفر در یک فروشگاه بزرگ کار می کنند اما ، وقتی کاترینا تصمیم می گیرد یک حرفه موسیقی را امتحان کند ...
پروفسور سرافینو بنونوتی استاد موسیقی کلاسیک است که شور و شوق مدیر ارکستر را دارد. با این حال، مخاطبان جوان دهه 60 قدر آهنگسازان کلاسیک مانند موتزارت یا بتهوون را نمیدانند، و بنابراین سرافینو احتمالاً تصویر خود را به عنوان کارگردان به خطر انداخته است. یک روز سرافینو این خبر را دریافت می کند که دختر خوانده اش ریتا در آستانه بازگشت از آمریکا به ایتالیا است...