همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
امیلی به خانه می آید تا پدر و مادرش را ملاقات کند، اما متوجه می شود که آنها خودشان را برای سفری دیگر آماده می کنند. امیلی در حالی که برای تعطیلات در خانه آنها می ماند، با اعضایی از جامعه ملاقات می کند که می خواهند او در جشن کریسمس محله شرکت کند...
جولیان و برایانا، رقبای قدیمی از مدرسه شیرینی پزی هستند که دوباره در یک مسابقه تلویزیونی همدیگر را ملاقات می کنند. آنها برنامه های جداگانه ای برای برنده شدن دارند ویاد می گیرند که با همکاری یکدیگر می توانند دستور العمل جدیدی برای موفقیت و عشق ایجاد کنند...
جیلن، ستاره تازه وارد پاپ هنگامی که برای تعطیلات به خانه بازمی گرد ، به خانواده محافظه کار خود می گوید که مت محافظ امنیتیش ، در واقع، معشوقه جدید اوست...
هنگامی که یک کلاه ایمنی جادویی نولان پارتمور را وارد دنیای شوالیههای امروزی میکند که با شر ماوراء طبیعی مبارزه میکنند، او مجبور میشود به قهرمانی تبدیل شود که قرار بود باشد...
دو دانشآموز دبیرستانی، دریا و اِلنور، زندگیشان به هم گره میخورد و توسط دبیرستانشان طرد میشوند. پس از فاش شدن یک ویدیوی برهنه از "دریا" که در ابتدا آنرا فقط برای دوستش مکس در نظر گرفته بود، دریا احساس شرمندگی می کند. النور زمانی که شایعه ای در مورد نگه داشتن کاریسا و تلاش برای بوسیدن او شروع می شود، تبدیل به یک رانده شده از آنجا می شود. دریا و النور با هم دوست می شوند و توافق می کنند که به دنبال قلدرهای یکدیگر بروند...
این فیلم فصل تعطیلات در "رِنو" را روایت می کند که ستوان دانگل آرزو می کند ای کاش هرگز به دنیا نمی آمد. او با کمک یک رولر اسکیت «فرشته» میآموزد که اگر هرگز وجود نداشت، زندگی سایر معاونان چقدر بهتر میشد...
زن جوانی برای گرامیداشت یاد و خاطره مادرش در مسابقه تزئین درخت کریسمس شرکت میکند، اما متوجه میشود که این رقابت شامل معشوقه دبیرستانی او که اخیراً بیوه شده و دختر ۱۰ سالهاش است...
لیسی، یک زن تاجر حرفه ای، به توصیه یک تراپیست جدید به یک اقامت در ایلینویز می رود. در آنجا او خود را در یک شهر کوچک و مرموز گیر افتاده می بیند و همان روز را بارها و بارها تجربه می کند...
دختری در حالی که به چند دوست کمک می کند تا توجه بابانوئل را به خاطر قرار دادن آنها در لیست شیطنت ها جلب کند، به طور تصادفی با یک "کپر کریسمس" برخورد می کند...